خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید



 
جستجوی پیشرفته

12903 ارسال در 2569 موضوع- توسط 10744 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: emamsadeghy
سپتامبر 07, 2010, 05:32:18 pm
تالار گفتمان قرآن و اعتقادات اصول دین توحیدبرخی شبهات مربوط به صفات خداوند
صفحه: [1]   پایین
ارسال به دوستانچاپ صفحه
نويسنده موضوع: برخی شبهات مربوط به صفات خداوند  (دفعات بازدید: 880 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
حسین
مدیر سایت
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1117


- تشکرات اهدایی این کاربر: 167
- تشکرات دریافتی این کاربر: 205



« : آگوست 26, 2008, 12:46:51 pm »

باسلام
در جایی دیدم شبهاتی در مورد خداوند صفات او وارد کرده اند که بد نیست برخی از انها با پاسخشان را بیاوریم

نوشته: شبهه
الله خالق است:
ابتدا به این می اندیشیم که الله کی خالق شد؟ قبل از اینکه خالق بشود چه بود؟ اگر الله پس از خلق جهان خالق شد بنابراین زمانی بوده که خالق نبوده است. بنابر این از اللهیی که خالق نبوده به اللهیی که خالق شده تغییر یافته است بنا بر این چیزی که در ماهیت خود دچار تغییر می شود شایسته مقام اللهیی نیست.

اولا اتصاف خداوند به این صفت تغییری در ماهیت ایجاد نمی کند چون ماهیت چیزی با افعال ان چیز تغییر نمی کند.مثلا ماهیت یک پنکه برقی چرخش انست .که با چرخش پنکه ماهیت ان هم به چرخش در نمی آید
ثانیا خداوند به خالقیت تعریف نمی شود که در ماهیتش به خاطر خلق یا عدم خلق تغییر حاصل شود
ثالثا خالقیت از صفات فعل است نه ذات .
رابعا خالقیت  حاصل صفت قدرت خداوند است که ذهن ما در اثر دیدن قدرت خداوند و خلقت خداوند مفهوم خالقیت را درک میکند نه اینکه خالقیت حقیقی ثابت داشته باشد در ذات خداوند
خامسا الله اصلا ماهیت ندارد که با خالقیت وعدم آن تغییر کند

نوشته: شبهه
الله دنیا را از چه خلق کرده است؟ اگر می گویید الله یکباره دنیا را از هیچ خلق کرد(در حالی که نبود) چگونه نیستی منشا هستی شده.

الله دنیا را از هیچ خلق نکرده بلکه اراده کرده و شده .چه کسی گفته الله هیچی رو جمع کرده و شده وجود؟
بله  مبدا خلقت عدم بوده یعنی قبل از اینکه خداوند چیزی را خلق نماید هیچ چیزی نبوده .
پس وقتی می گویند از هیچی یعنی از مبدا عدم نه اینکه از طریق هیچی و عدم عالم را خلق کرده
مثال میزنم:
در ذهن خود یک ساختمان را تصور کنید.
آیا 10 ثانیه پیش  تصویر این آینه در ذهنتان بوده؟
الان که هست چگونه آمده ؟خب اینجا شما اراده کردی و شده خداوند هم اینگونه است
نوشته: شبهه
آیا زمانی بوده که نیستی با هستی برابر بوده است؟آیا جمع شدن دو چیز متضاد در آن واحد امکان پذیر است؟

هرگز نیستی با هستی نبوده .نیستی یا عدم اصلا نیست که بگوییم باهم برابر بوده و یا جمع شده
فکر میکنم مستشکل به خوبی مفهوم نیستی را درنیافته

نوشته: شبهه
الله مکار است:
یکی از صفاتی که در قرآن از آن برای الله نام برده شده است صفت مکار است.آیه 30 سوره انفال می گوید" ای رسول ما به یاد آر وقتی را که کافران با تو مکر کردند تا تو را از مقصد خود که تبلیغ دین الله ست بازدارند یا به قتل رسانند یا از شهر خود بیرون کنند. اگر آنها با تو مکر کردند الله هم با آنها مکر می کند و الله بهتر از هر کس مکر تواند کرد"
مکر و حیله در چه موقعی به کار میرود؟در زمانیکه کسی نسبت به استراتژی و تاکتیک های رقیب خود را ضعیف ببیند بنابر این برای غلبه بر حریف دست به حیله میزند. بنا براین مکر و حیله ای که در تازينامه به الله نسبت داده شده است با توانایی الله سر ناسازگاری دارد.و الله را در سطح یک موجود حقه باز که از طریق فریب و نیرنگ کارهای خود را پیش می برد پایین می آورد


کی  مکر چنین معنایی می داده؟

مکر به معنی چاره اندیشی در خفا و پنهانی است :
المَكْرُ احتيال في خُفية
طبق معنایی که مکر می دهد به هر نوع راه و چاره ای که بصورت پنهانی اجرا میشود می توان مکر اطلاق نمود .خداوند هم با راه های پنهانی گاهی مکر کافران را به خودشان باز میگرداند
نوشته: شبهه

الله کامل است:
هر چیز کاملی از تعدادی جزٍ تشکیل شده است. باید یک چیز کامل تری وجود داشته باشد که این اجزا را به هم متصل کند ویک چیز کامل بوجود آورد. آیا تصور یک کل بدون اجزا امکان پذیر است؟ آیا می شود کلی را متصور کرد که اجزا نداشته باشد؟ بنابر این تصور اینکه چیزی کامل باشد و کامل تر از او چیزی وجود نداشته باشد کاملا غیر منطقی است.
این حرف از سخیف ترین سخنانی است که تابحال شنیده ام و مغالطه ای آشکار تر این نزد محققین گمان نکنم وجود داشته باشد.

اشکال اول
اگر چنین گوییم که هر کاملی نیاز دارد تا موجود کاملتری اجزاء انرا به هم پیوند دهد دور یا تسلسل علل  لازم می آید.
یعنی باید آن کامل هم کاملتری داشته باشد و ان کاملتر هم یک موجود کاملتر و همینطور الی الابد...که این عقلا محال است .
تسلسل مانند اینست که ده بازیکن باشند که نفر اولی بگوید من توپ را پرتاب نمیکنم مگر اینکه نفر دومی پرتاب کند. دومی هم می گوید من پرتاب نمکنم مگر اینکه نفر سومی پرتاب کند و همینطور هر ده نفر پرتاب کردنشان را معلق به دیگری کنند  هرگز این توپ به حرکت در نخواهد امد.
در اینجا اگر بخواهیم توپ پرتاب شود یک نفر باید پرتاب نماید و پرتابش وابسته به دیگری نباشد .در مورد نظام خلقت هم همین گونه است .اگر بگوییم همه کاملها نیاز به پچیز کاملتری دارند و هیچ کامل بی نیاز از کاملتر وجود ندارد لازم می اید که هیچ وقت کاملی نباشد.پس باید کاملی وجود داشته باشد که به کاملتری نیاز مند نباشد


اشکال دوم :
اگر کامل به معنی نیازمندی به یک چیز کاملتر باشد پس این کامل حقیقتا کامل نیست !
کامل انست که از هرجهت کامل باشد . چیزی  که برا تحققش  نیازمند و ناقص است   کامل نیست.

اشکال سوم:
گفته شده که نمی توان کلی را تصور نمود که اجزا نداشته باشد که صحیح اینست که هیچ هر مرکبی به اجزائش نیازمند است نه کلی
اینجا یک مغالطه صورت گفته و بجای مرکب کلی استفاده کرده اند
 ما هم این را قبول داریم .محال است مرکبی وجود داشته باشد و اجزاء نداشته باشد اما کی گفته  کلی نیاز به اجزاء دارد ؟

اشکال چهارم :
گویا نگارنده آن سطور به این مطلب واقف نیست که غیر از ماده هم در عالم وجود دارد. ظاهرا خبری از مجردات ندارد و فقط فکر میکند همه چیز در همین عالم ماده خلاصه شده
نوشته: شبهه

وقتی به یک تابلو نگاه می کنیم هر چقدر نقاش آن تابلو ماهرتر باشد تابلو زیباتر و کامل تر به نظر می آید. اگر الله کامل است دنیا که نماینده تابلوی هنری اوست باید کامل باشد. اما دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم دنیای کاملی نیست . نواقص و زشتیهای زیادی در این دنیا وجود دارد که ما را متوجه کم هنری این خالق می کند.
در کتابهای معارف اسلامی برای اینکه الله را به ما بشناسانند می گفتند با دیدن یک چهره زیبا به هنرمندی الله پی می بریم. چه کسی جرئت می کرد بگوید پس هر گاه یک چهره زشت می بینیم به بی هنری خالقش پی می بریم. وجود سیل ، زلزله ، ناتوانیهای جسمی انسان(مثلا کم بودن تعداد مخروطهای رنگی در چشم، )اینها از نواقص طبیعت نیست؟


اگر نظام نظام جبر بود و هیچ کس در عالم مختار نبود این حرف صحیح بود درحالیکه زشتیهای عالم در اثر سوء عملکرد مردم هست .
اما سیل و زلزله هم که از عوامل طبیعی است ربطی به هنر مندی خداوند ندارد چراکه این عالم در حالت نقص خلق شده برای ازمایش ومحلی که انسان هم بتواند گناه کند هم بتواند ثواب
اگر عالم بدون نقص باشد دیگر کسی نمی تواند گناه کند و دیگر نظام خلقت اینچنینی پوچ خواهد شد

نوشته: شبهه
آیا آنهایی که شیطان را موجودی واقعی که دستپرورده اوست می دانند با خود نمی اندیشند که چگونه دست پرورده الله که برای سالها عابد بوده به یکباره از مسیر الله خارج می شود .وجود شیطان دلیل بر عدم مهارت الله در خلق موحودات نیست؟

اتفاقا این خود دلیلی است بر اتقان عالم اختیار که در این عالم اختیار هست نه جبر

مشاهده كاربراني كه از این پست تشكر كرده اند:

نقدی, hamed.drd

براي اين پست, 2 كاربر تشکر کرده اند
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

حسین
مدیر سایت
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1117


- تشکرات اهدایی این کاربر: 167
- تشکرات دریافتی این کاربر: 205



« پاسخ #1 : آگوست 26, 2008, 04:27:54 pm »

نوشته: شبهه
الله نامحدود است:
آیا کسی می تواند عددی مثال بزند که نتوان عدد یک را به آن اضافه کرد؟ آیا عددی وجود دارد که بتوان گفت بزرگتر از آن عددی وجود ندارد. همانطور که تصور ∞ امکان پذیر نیست و اصلا چنین عددی وجود ندارد تصور نامحدودی الله نیز همانند تصور عدد ∞ می باشد.

اتفاقا این مثال تاییدی است بر امکان وجود نامتنهی !!
سوال اینست حال که  برای عدد انتهایی نیست پس می توان گفت  دیگر هیچ عددی وجود ندارد به این دلیل که نمی توان آخرین عدد را انتخاب کرد؟
خب وقتی عدد وجود دارد با اینکه نمی توان عددی پیدا کرد  که عدد یک را به آن اضافه کنیم خداوند هم وجود دارد ولی  نمی توان به هیچ وجه حد و مرزی برایش تصور کرد..
 
نوشته: شبهه
الله بخشاینده است:
اگر بخشندگی الله به معنی روزی عطا کردن است که باید دید چگونه میلیونها انسان گرسنه در این کره خاکی بسر می برند و بخشندگی الله شامل حال آنها نشده است؟
اگر بخشایشگر است به این معنی که توبه پذیر است باز هم به این مفهوم است که تحت تاثیر افعال انسانی قرار گرفته است.
اولا اگر توبه پذیر بودن به معنی تحت تاثیر بندگان قرار گرفتن است پس به مسکینان عطا کردن هم تحت تاثیر قرار گرفتن است !

ثانیا خداوند بخشنده هست اما نه به این معنی که در نظام عالم جبر وجود داشته باشد .این نظام به گونه ای طراحی شده که هم بتوان خوبی کرد و هم بتوان بدی.
هم نیازمندی در وجود همه انسانهاست و هم اسبابی که این نیازها را برطرف می سازند
خلاصه این نظام نظام علی و معلولی مقدر شده.
بله اگر نظام کاملا جبری کاملا حرفهای شما متین بود اما نظامی از همه نظام ها بهتر است که مردم در جایی که می توانند بدی  وظلم کنند راه سعادت و خوبی را پیشه کنند والا میشود همان عالم ملائکه



اما تحت تاثیر قرار گرفتن :

اگر بنده ای در اثر توبه به مرحله ای برسد که لیاقت بخشوده شدن را داشته باشد  اگر او بخشوده شود به خاطر رسیدن به ان خداوند تحت تاثیر قرار گرفته ؟
مثل شحصی در اثر تمرین می تواند یک وزنه سنگین را بردارد که اگر این کارها را نمی کرد نمی توانست .
حقیقت تمام کارهای خوب و حتی کارهای بد و پاداش و عقاب الهی اینست که انسان در اثر عمل خوب یا بد به مرحله ای میرسد که مستحق عقاب یا پاداش میشود

نوشته: شبهه
الله تواناست:
آیا الله می تواند مربعی خلق کند که چهار گوش نباشد؟ یا سنگی بیافریند که خودش هم نتواند آن را بلند کند؟
اگر در جواب می گویید الله اراده اش فقط به چیز های منطقی تعلق می گیرد پس چگونه خود به چیز های غیر منطقی مثلا عمر نوح 950 سال ،یاعمر امام زمان که 1400 سال تا حالا گذشته ، یا حرف زدن هد هد با سلیمان باور دارید؟یا از همه عجیب تر به معجزه شق القمر یا مار شدن عصای موسی ایمان دارید؟
اگر الله از هر توانایی تواناتر بود حرف او بیشتر از شیطان بر آدم و حوا اثر می گذاشت.چرا اثر حرف شیطان بیشتر از اثر حرف الله بود؟

قدرت خداوند به چیزهای محال تعلق نمیگیرد .مثلا مربعی خلق کند که چهار گوش نباشد .
اما چیزهای محال با خارق العاده تفاوت دارند .عمر زیاد انسان محال نیست فقط خارج العاده هست .
تمام مثال هایی که شما زده اید هیچ کدام محال نیست بلکه اینها همه ممکن است .اما عادتا نمشود نه اینکه محال باشد
مثلا در 1000 سال پیش پرواز در آسمان خارق العاده بود اما الان امکان دارد.ولی خیلی چیزهای امکان ندارد که وجود داشته باشد مثلا یک کره زمین در تخم مرع جا بشه

نوشته: شبهه
الله عالم است:
آیه 155 سوره ماده بقره می گوید: و البته شما را به سختیها چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم.
اگر الله از همه چیز آگاه است آزمایش برای چیست؟ آن هم آزمایشی که قبل از آن به فرد مورد آزمایش در مورد چگونگی آزمایش ، زمان آزمایش و مکان آزمایش هیچ اطلاعی داده نشده است.و چه بسا که آن آزمایش از توان فرد آزمایش شونده خارج باشد.این الله که از نتیجه آزمایش اطلاع کامل دارد بنده خود را در صورت سر بلند بیرون نیامدن از امتحان راهی جهنم می کند.

علم دو گونه است .
یک علم همان علم عادی هست که همه آنرا میشناسیم یعنی وجود صورت ذهنی معلوم در ذهن یا همان مفهوم در ذهن

شق دوم علم همان تحقق و وجود است .(به تحقق یافتن می گوییم علم به این دلیل که علم به معنی حضور معلوم هست که در تحقق یافتن چیزی این حضور هست )

مثلا استاد طبق تجربه اش می داند شاگردش در اخر سال نمره قبول را می اورد .این می شود علم اولی .اما هنوز این قبول شدن محقق نشده است.وقتی نمره را اورد انوقت محقق می شود که این محقق شدن همان شق دوم علم هست .

حال آیاتی که چنین میگوید :

وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ
و البته شما را می آزماييم تا مجاهدان و شكيبايان شما را بشناسیم و گزارشهاى [مربوط به] شما را رسيدگى كنيم

منظور همان تحقق معلوم است که شق دوم علم است .

نوشته: شبهه
ناسخ و منسوخهای قرآن  یکی دیگر از دلایلی است که ثابت می کند علم الله کامل نیست.
آیه 106 سوره بقره می گوید " هر چه از آیات تازينامه را نسخ کنیم یا حکم آن را متروک سازیم بهتر از آن یا مانند آن بیاوریم.."
آیه 187 سوره بقره که در آن الله در حکم خود در مورد مباشرت مردان با زنان خود در ماه های رمضان تجدید نظر می کند دلیل دیگری بر کامل نبودن علم الله ست.

این هم جلوه دیگری از بیسوادی مستشکل :
نسخ به معنی عوض شدن حکم خداوند نیست بلکه به معنی اینست که حکمی فقط به درد یک دوره خاص می خورده.
اگر نسخ چنین معنی میداد که خداوند حکمش را عوض کرده به این خاطر که فهمیده این حکم ناقص است یا اشتباه حرف شما درست بود
اما حقیقت اینست که عوض شدن حکم خداوند به این معنی است که تنها در یک دوره و برهه خاص ان حکم مصلحت داشته و در زمانهای بعدی مصلحت ندارد.
البته موارد دیگر هم هست مثلا حکمی برا بندگان آمده ولی بعدا به خاطر اینکه ترحمی به انها بشود آن حکم تخفیف داده میشود.
مثال میزنم که مسئله کاملا روشن شود :
یک زمان حکمی در مجلس  بعد از تصویب عوض میشود
اینجا سه حالت دارد : ( حالت اول نشان از نقصان علم است اما دو حالت بعد ربطی به نقصان علم ندارد)

اول:حکم اول کارشناسی نبوده و اشتباه بوده

دوم:حکم قبلی کارشناسی بوده ولی زمان و شرایط عوض شده و دیگر حکم قبلی به درد زمان جدید نمی خوره

سوم :حکم  کارشناسی بوده اما بعد از تصویب برای اینکه به مردم ترحم شود آن حکم تخفیف داده می شود.

آن ایه در سوره بقره که در مورد مباشرت مردان با همسرانشان در ماه روزه بوده از سنخ سوم می توان برشمرد



مشاهده كاربراني كه از این پست تشكر كرده اند:

ghoran

براي اين پست, 1 کاربر تشکر کرده است
« آخرين ويرايش: آگوست 30, 2008, 09:37:13 am توسط حسین » گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

سعید 100
کاربر جدید
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1


- تشکرات اهدایی این کاربر: 0
- تشکرات دریافتی این کاربر: 0


« پاسخ #2 : ژانویه 24, 2009, 12:51:15 pm »

 Roll Eyes
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است
white_black_snow
کاربر جدید
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1


- تشکرات اهدایی این کاربر: 0
- تشکرات دریافتی این کاربر: 0


« پاسخ #3 : اکتبر 26, 2009, 07:03:24 pm »

ما دنیا رو از بعد زمان و مکان میبینیم چون تو تین دنیا به وجود اومدیم.خدا خودش زمان و مکان رو آفریده و از این دو بعد خارج
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است
hamed.drd
گروه پشتیبانی
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 4153


- تشکرات اهدایی این کاربر: 718
- تشکرات دریافتی این کاربر: 316


WWW
« پاسخ #4 : اکتبر 26, 2009, 10:26:24 pm »

ما دنیا رو از بعد زمان و مکان میبینیم چون تو تین دنیا به وجود اومدیم.خدا خودش زمان و مکان رو آفریده و از این دو بعد خارج

سلام با تشکر و عرض خیر مقدم

موافقم در مورد خداوند ، در مورد ما بالقوه تجرد وجود دارد البته اگر بالفعل شود.

خداوند همانطور که از دو بعد خارج است از ابعاد دیگر نیز خارج است و ما هم می توانیم از این دو بعد رهایی پیدا کنیم تا حدودی که این را تجرد شاید بتوان گفت.
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و الانس من الاولین و الاخرین
صفحه: [1]   بالا
ارسال به دوستانچاپ صفحه
پرش به :  


تماس با ما
Developed By ALMOBIN