سلام به همه دوستان عزيز
ضمن تشكر از پاسخ دوستان عزيز ، بيائيم سوال را در وضعيت هاي مختلف بررسي كنيم!
در لا زمان ، در لا مكان و در لا تضاد
بخوبي مي دانيم كه انسان از كودكي اطراف خود را با 5 حس ديداري ، شنيداري ، لامسه ، بويائي و چشائي كه هر يك داراي فركانس و سنسورهاي حساس و محدود هستند ، شناسائي نموده است و لذا همه باورها و سئوالات خود را حول و حوش همين يافته هاي بسيار محدود و متكي به همين حواس پردازش نموده و بيان مي كند و حتي گاهي با همين سوالات به جنگ خدا نيز مي رود.
بزرگي و كوچكي ، سنگيني و سبكي ، سياهي و سفيدي و... در عالم تضاد و گرفتاري در زمان و مكان معنا به خود مي گيرد در صورتي كه ذات اقدس الهي از گرفتاري در اين سه مبراء است. خلقت بر اساس قانون عادلانه هوشمندي صورت گرفته و هر مخلوقي در دو وجهه ظاهري (حركت) و باطني (شعور) احاطه شده است. كار (حركت) زميني (در حيطه زمان و مكان و تضاد) قانون زميني لازم دارد و كار (حركت) شعوري فارق از اين سه است. بشر در اثر گرفتاري بيش از حد در حواس 5 گانه به فراموشي و نسيان دچار شده است و توانائيهاي شعوري خود را كم كم از دست داده است. از اينرو بسياري از علوم و دانسته هاي خود را از ياد برده است.
داستان حضرت سليمان (ع) هنگامي كه تخت خانم بلقيس توسط مومني كه علمي از سوي خداوند داشت در لحظه اي جابجا شد ، شايد پاسخ مناسبي براي درك اين مهم باشد.
امروز با باز شدن گوشه هاي بسيار كوچكي از علم زميني ، معلوم شده كه همه اطلاعات و قابليت هاي يك موجود زنده در يك سلول او جا دارد ، و حتما روزي بر دانشمندان زميني روشن خواهد شد كه اطلاعات و قابليت هاي همه جهان هستي در داخل يك ذره بنيادي جا دارد!
جهت ادامه بحث در صورت علاقمندي با همفكري دوستان عزيز در خدمت هستم. با سپاس
به عبارت دیگر، ما می خواهیم بوسیله قوانینی که بر ما محاط هستند و ما جزوی از آنان هستیم در مورد خالق قوانین نظر بدیم که عجب آشی می شود! به نظر من این از ابتدای امر محال است آنهم عقلی. زیرا فراتر از عقل داریم بحث می کنیم. به عقل ما جور در نمی آید، ولی آیا واقعا نمی شود؟؟!