خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید



 
جستجوی پیشرفته

12908 ارسال در 2571 موضوع- توسط 10768 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: حسین پادگان
سپتامبر 09, 2010, 12:43:11 pm
تالار گفتمان قرآن و اعتقادات اصول دین امامت و ولایت مقامات اهل بیت علیهم السلام (مدير: kamaleadl)چرا حضرت زهرا در موقع هجوم عمر به منزل امیر المومنین پیش قدم شد؟
صفحه: [1]   پایین
ارسال به دوستانچاپ صفحه
نويسنده موضوع: چرا حضرت زهرا در موقع هجوم عمر به منزل امیر المومنین پیش قدم شد؟  (دفعات بازدید: 380 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
سپیده
کاربر جدید
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2


- تشکرات اهدایی این کاربر: 0
- تشکرات دریافتی این کاربر: 1


« : می 22, 2009, 02:15:11 pm »

[با سلام
اخیرا ایرادی از اهل سنت وارد شده که با این ایراد تبرئه میکنند خودشونو از اهانت به حضرت زهرا
اونا میگن  حضرت علی با غیرت ترین مرد عرب چگونه ممکنه اجازه بده وقتی طلحه و زبیر و کنیز حضرت فاطمه در منزل  حضور داشتند خود حضرت فاطمه  درب منزل رو بروی دشمنان باز کنه که منجر به شهادت ایشون بشه
اونا میگن چون این امر از حضرت علی بعیده پس همچین بی احترامی به ایشون نشده و احادیث مربوط به سیلی خوردن و سقط جنین ایشون جعلی

نظرتونو خواستم بدونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مشاهده كاربراني كه از این پست تشكر كرده اند:

بهروز

براي اين پست, 1 کاربر تشکر کرده است
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

SEPIDEH
                  _\|/_
                 (@ @)
     +---oOO---(_)----------+
      | ~~~~ HAVE ~~~|
      | ~~~~ YOU ~~~ |
      | ~~~ LOOKED ~~|
      | ~~~ AT THE ~~ |
      | ~~~ FORUMS ~~|
      | ~~~ TODAY? ~~|
      +----------------oOO---+
              |__|__|
                 || ||
ooO Ooo            o
بهروز
مدیر انجمن ها
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 628


- تشکرات اهدایی این کاربر: 52
- تشکرات دریافتی این کاربر: 100


« پاسخ #1 : می 22, 2009, 10:27:21 pm »

با سلام و احترام

 أوّلاً: آن چه كه از برخى از روايات استفاده مى‏شود: حضرت فاطمه سلام الله عليها نزديك در ورودى منزل نشسته بود و با ديدن عمر و همراهان وى، در را به روى آنان بست.

مرحوم عياشى در تفسير، شيخ مفيد در الإختصاص و... نوشته‌اند:

قال: قال عمر قوموا بنا إليه فقام أبو بكر وعمر وعثمان وخالد بن الوليد و المغيرة بن شعبة وأبو عبيدة بن الجراح وسالم مولى أبي حذيفة وقنفذ وقمت معهم فلما انتهينا إلى الباب فرأتهم فاطمة صلوات الله عليها أغلقت الباب في وجوههم وهي لا تشك أن لا يدخل عليها إلا باذنها، فضرب عمر الباب برجله فكسره، وكان من سعف، ثم دخلوا فأخرجوا عليا ( عليه السلام ) ملببا....

عمر گفت: برخيزيد تا پيش او (علي) برويم، پس ابوبكر، عمر، عثمان،‌ خالد بن وليد، مغيرة بن شعبة،‌ ابوعبيد جراح، سالم مولى ابوحذيفة، قنفذ و من به همراه او راه افتاديم، چون نزديك خانه رسيديم، فاطمه آنان را ديد و لذا در را بست و شك نداشت كه بدون اجازه وارد نخواهند شد، عمر در را با لگد شكست، سپس وارد خانه شدند و علي را بيرون آوردند در حالى كه به خاطر اين پيروزى الله اكبر مى‌گفتند.

السمرقندى المعروف بالعياشي، أبى النضر محمد بن مسعود بن عياش السلمى (متوفاي320هـ)، تفسير العياشي، ج2، ص67، تحقيق: تحقيق وتصحيح وتعليق: السيد هاشم الرسولي المحلاتي، ناشر: المكتبة العلمية الإسلامية – طهران.

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413هـ) الاختصاص ص 186، تحقيق: علي أكبر الغفاري، السيد محمود الزرندي، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت، الطبعة: الثانية، 1414هـ - 1993 م.

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 28، ص 227، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 - 1983 م.

و در روايت سليم نيز آمده:

ثُمَّ أَقْبَلَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى بَابِ عَلِيٍّ وَفَاطِمَةُ عليهما السلام قَاعِدَةٌ خَلْفَ الْبَابِ قَدْ عَصَبَتْ رَأْسَهَا وَنَحَلَ جِسْمُهَا فِي وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله فَأَقْبَلَ عُمَرُ حَتَّى ضَرَبَ الْبَابَ ثُمَّ نَادَى يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ [افْتَحِ الْبَابَ‏] فَقَالَتْ فَاطِمَةُ يَا عُمَرُ مَا لَنَا وَلَكَ لَا تَدَعُنَا وَمَا نَحْنُ فِيهِ قَالَ افْتَحِي الْبَابَ وَإِلَّا أَحْرَقْنَاهُ عَلَيْكُمْ فَقَالَتْ يَا عُمَرُ أَمَا تَتَّقِي اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ تَدْخُلُ عَلَى بَيْتِي وَتَهْجُمُ عَلَى دَارِي فَأَبَى أَنْ يَنْصَرِفَ ثُمَّ دَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِي الْبَابِ فَأَحْرَقَ الْبَابَ.

عمر آمد تا به خانه رسيد، فاطمه پشت در نشسته بود، سرش را بسته بود و بدنش از غم از دست دادن پدر نحيف و لاغر شده بود، عمر در را كوبيد و گفت: اى پسر ابوطالب! در را باز كن، فاطمه فرمود: اى عمر به ما چه كار دارى؟ ما را با مصيبتى كه گرفتارش شده‌ايم تنها بگذار. عمر گفت: در را باز كن وگرنه خانه را به آتش مى‌كشم. فاطمه فرمود: آيا از خداوند نمى‌ترسى كه وارد خانه ما مى‌شوي، عمر بازنگشت و آتش خواست و آتش را بر در خانه افكند و آن را سوزاند.

الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ) كتاب سليم بن قيس، ص 864، تحقيق محمد باقر الأنصاري، ناشر: انتشارات هادى‏ ـ قم‏، الطبعة الأولي، 1405هـ.

ثانياً: حضرت صديقه شكى نداشت كه جمعيت بدون اذن داخل منزل نخواهند ‏شد؛ چون نص قرآن است كه بدون اجازه وارد خانه كسى نشويد:

يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدْخُلُواْ بُيُوتًا غَيرَْ بُيُوتِكُمْ حَتىَ‏ تَسْتَأْنِسُواْ وَتُسَلِّمُواْ عَلىَ أَهْلِهَا ذَالِكُمْ خَيرٌْ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ.

فَإِن لَّمْ تجَِدُواْ فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتىَ‏ يُؤْذَنَ لَكمُ‏ْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُواْ فَارْجِعُواْ هُوَ أَزْكىَ‏ لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيم‏. النور / 27 و 28.

اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏هايى غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد اين براى شما بهتر است شايد متذكّر شويد!

و اگر كسى را در آن نيافتيد، وارد نشويد تا به شما اجازه داده شود و اگر گفته شد: «بازگرديد!» بازگرديد اين براى شما پاكيزه‏تر است و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است!.
خانه فاطمه، برتر از خانه پيامبران:

و از طرفى خانه انبياء احترام ويژه‏اى دارد كه كسى حق ورود بدون اجازه ندارد:

يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لاتَدْخُلُواْ بُيُوتَ النَّبِىِ‏ّ إِلا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ. الأحزاب /53.

اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏هاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما داده شود.

و شكى نيست كه خانه حضرت صديقه طاهره خانه پيغمبر محسوب مى‏شود همانطورى كه در تفاسير متعدد اهل سنت ذيل آيه شريفه:

فِى بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ‏و يُسَبِّحُ لَهُ‏و فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْأَصَالِ. النور/36.

در خانه‏هايى كه خدا رخصت داده كه [قدر و منزلت‏] آن‌ها رفعت يابد و نامش در آن‌ها ياد شود. در آن [خانه‏] ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش مى‏كنند.

 سيوطى و ديگران از قول ابوبكر از نبى مكرم‏ (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل كرده‏اند كه خانه علي و زهرا عليهما السلام از با فضيلت‏ترين خانه‌هاى انبياء محسوب مى‏شود:

وأخرج ابن مردويه عن أنس بن مالك وبريدة قال: قرأ رسول الله صلى الله عليه وسلم هذه الآية ) في بيوت أذن الله أن ترفع ( فقام اليه رجل فقال: أي بيوت هذه يا رسول الله قال: بيوت الأنبياء. فقام اليه أبو بكر فقال: يا رسول الله هذا البيت منها ـ البيت علي وفاطمة ـ قال: نعم من أفاضلها.

رسول خدا (ص) اين آيه را تلاوت فرمود، شخصى پرسيد: اين كدام خانه ها است؟ فرمود: خانه هاى پيامبران. ابوبكر پرسيد: آيا خانه علي و فاطمه هم از همان خانه ها است؟ فرمود: بلي، از بر‌ترين آن است.

السيوطي، عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين (متوفاي911هـ)، الدر المنثور، ج 6، ص 203، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1993 م؛

الثعلبي النيسابوري أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم (متوفاي427هـ) الكشف والبيان، (متوفاي 427 هـ - 1035م)، ج 7، ص 107، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ-2002م؛

الثعالبي، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف (متوفاي875هـ)، الجواهر الحسان في تفسير القرآن، ج 7، ص 107، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات – بيروت.

الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج 18، ص 174، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

افزون بر اين تصور اين بود كه با توجه به موقعيت حضرت زهرا (سلام الله عليها) و احترام رسول اكرم‏ صلى الله عليه وآله مردم با ديدن حضرت صديقه خجالت بكشند و متعرض نشوند همچنان كه عدّه‏اى با شنيدن صداى حضرت صديقه برگشتند.

قام عمر فمشى ومعه جماعة حتى أتوا باب فاطمة فدقوا الباب، فلما سمعت أصواتهم نادت بأعلى صوتها باكية: يا رسول الله ما ذا لقينا بعد أبي من ابن الخطاب وابن أبي قحافة! فلما سمع القوم صوتها وبكاءها انصرفوا باكين، فكادت قلوبهم تتصدع وأكبادهم تنفطر، وبقي عمر معه قوم.

عمر همراه عده‌اى به طرف خانه فاطمه آمد و در را كوبيد، فاطمه با شنيدن سر وصداى جمعيت با صداى بلند و همراه گريه فرياد زد: اى رسول خدا چه مصيبت‌هايى پس از تو از پسر خطاب و پسر ابوقحافه مى‌بينيم. گروهى با شنيدن گريه فاطمه دلشان به درد آمد و با گريه آنجا را ترك كردند؛ اما عمر با گروهى ديگر باقى ماندند.

الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1، ص 16، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م، با تحقيق شيري، ج1، ص37، و با تحقيق، زيني، ج1، ص24.

بنابراين حضرت صديقه طاهره، هنگام هجوم، با ديدن عمر و همراهانش در را بست و نزديك دَر ايستاده بود و احتمال نمى‌داد كه با وجود آن حضرت متعرض خانه شوند و اين بي‌شرمى مهاجمان بود كه حرمت خانه و اهل آن را رعايت نكردند و به قول سلمان فارسى رضوان الله تعال عليه، كرديد و نكرديد و ندانستيد كه چه كرديد.
همسران رسول خدا (ص) و باز كردن دَر براي نامحرم:

نگاهى به روش پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم در موضوع مورد بحث، بهترين دليل بر محكوميت شبهه انگيزان است؛ چرا كه موارد گوناگونى در كتاب‌هاى شيعه و اهل سنت وجود دارد كه رسول خدا صلى الله عليه وآله به همسرانش اجازه مى‌داد تا درب خانه را به روى ديگران ( نا محرمان ) باز كنند.
الف: امّ سلمه و باز كردن دَرِ خانه براي علي (عليه السلام):

عن علقمة عن عبد الله قال خرج رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) من بيت زينب بنت جحش وأتى بيت أم سلمة فكان يومها من رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) فلم يلبث أن جاء علي فدق الباب دقا خفيفا فانتبه النبي ( صلى الله عليه وسلم ) للدق وأنكرته أم سلمة فقال رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) قومي فافتحي له

رسول خدا (ص) از خانه زينب دختر جحش بيرون آمد و وارد خانه امّ‌سلمه شد؛ چون آن روز نوبت آمدن آن حضرت به خانه وى بود، مدتى نگذشته بود كه علي آهسته دقّ الباب كرد، رسول خدا (ص) بيدار شد، امّ‌سلمه پاسخ نداد، پيامبر فرمود: بلند شو و در را باز كن....

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاي571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 42، ص 470، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - 1995

الرافعي القزويني، عبد الكريم بن محمد (متوفاي623 هـ)، التدوين في أخبار قزوين، ج 1، ص 89، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت تحقيق: عزيز الله العطاري، 1987م.
ب: عائشه به دستور رسول خدا (ص) دَر را براي علي (ع) باز كرد:

وعن جعفر بن محمد الصادق عليه السلام عن أبيه عن آبائه عن علي عليه السلام قال: كنت أنا ورسول الله صلى الله عليه وآله في المسجد بعد أن صلى الفجر، ثم نهض ونهضت معه، وكان رسول الله صلى الله عليه وآله إذا أراد أن يتجه إلى موضع أعلمني بذلك، وكان إذا أبطأ في ذلك الموضع صرت إليه لأعرف خبره، لأنه لا يتصابر قلبي على فراقه ساعة واحدة فقال لي: أنا متجه إلى بيت عائشة، فمضى صلى الله عليه وآله ومضيت إلى بيت فاطمة الزهراء عليها السلام فلم أزل مع الحسن والحسين فأنا وهي مسروران بهما، ثم إني نهضت وسرت إلى باب عائشة، فطرقت الباب فقالت: من هذا؟ فقلت لها: أنا علي فقالت: إن النبي راقد، فانصرفت، ثم قلت: النبي راقد وعائشة في الدار، فرجعت وطرقت الباب فقالت لي عائشة: من هذا؟ فقلت لها: أنا علي فقالت: إن النبي صلى الله عليه وآله على حاجة فانثنيتمستحييا من دق الباب، ووجدت في صدري ما لا أستطيع عليه صبرا، فرجعت مسرعا فدققت الباب دقا عنيفا، فقالت لي عائشة: من هذا؟ فقلت: أنا علي فسمعت رسول الله صلى الله عليه وآله يقول: يا عائشة افتحي له الباب، ففتحت ودخلت....

نماز صبح را با رسول خدا (ص) خواندم، با آن حضرت از مسجد بيرون آمدم، اگر جايى مى‌رفت به من خبر مى‌داد و هنگامى كه دير بر مى‌گشت سراغ وى مى‌رفتم تا مطلع شوم؛ چون دورى او را نمى‌توانستم تحمل نمايم، فرمود: به خانه عائشه مى‌روم، من نيز نزد فاطمه رفتم و در كنار حسن و حسين همه خوشحال بوديم، سپس به طرف خانه عائشه رفتم و دَر زدم، گفت: كى هستى؟ گفتم: علي، گفت: پيامبر استراحت مى‌كند، برگشتم و دو مرتبه رفتم و دَر را كوبيدم، گفت: كيستى؟ گفتم: علي، گفت: پيامبر را كارى است، دلم تاقت نياورد، براى دفعه سوّم دقّ الباب كردم، عائشه گفت: كيستى؟ گفتم: علي، صداى رسول خدا را شنيدم، فرمود:‌اى عائشه دَر را باز كن، عائشه دَر را باز كرد و من وارد شدم....

الطبرسي، أبي منصور أحمد بن علي بن أبي طالب (متوفاي 548هـ)، الاحتجاج، ج1، ص 292 و 293، تحقيق: تعليق وملاحظات: السيد محمد باقر الخرسان، ناشر: دار النعمان للطباعة والنشر - النجف الأشرف، 1386 - 1966 م.

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 38 ص 348، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 - 1983 م.

آنچه گذشت يك روايت از كتاب‌هاى شيعه و يك روايت از كتاب‌هاى اهل سنت بود كه به عنوان نمونه ذكر شد كه در آن‌ها رسول خدا صلى الله عليه وآله با توجه به اين كه خود حضرتش در خانه حضور داشت اجازه مى‌داد تا همسرانش دَر را براى افراد نا محرم باز كنند، و اين نشان مى‌دهد كه اين عمل با رعايت وظايف شرعى منعى نخواهد داشت.

نتيجه:

اولاً: صديقه شهيده، پشت در نرفت؛ بلكه جلوى در ايستاده بود كه با ديدن عمر و همراهان او به داخل خانه رفت و در را بست؛ پس اصلا حضرت زهرا سلام الله عليها پشت در نرفته بودد تا اين اشكال پيش بيايد؛

ثانياً: حتى اگر اين مطلب صحت نيز داشته باشد و حضرت پشت در رفته باشد، به دليل اين كه عين همين قضيه براى رسول خدا صلى الله عليه وآله پيش آمده و آن حضرت به همسران خود دستور داده‌اند كه در را باز نمايند، اين اشكال دفع مى‌شود.


http://www.valiasr-aj.com
« آخرين ويرايش: می 24, 2009, 07:39:49 am توسط حسین » گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است
سپیده
کاربر جدید
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2


- تشکرات اهدایی این کاربر: 0
- تشکرات دریافتی این کاربر: 1


« پاسخ #2 : می 23, 2009, 12:58:47 pm »

 با سلام
ممنون از اینکه انقدر سریع و کامل توضیح فرمودین
در صحبتهاتون اشاره به این موضوع داشتین که با اذن دخول از پیغمبر  همسرانشون درب منزلو  باز کردند
و با اطلاع و علم از اینکه طرف مقابل اونا کیه
 پس این فرضیه میتونه درست باشه (که حضرت  علی به حضرت فاطمه اجازه دادند که درو باز کنه)  یا به تعبیر دیگه چون مقام حضرت فاطمه از زنان پیامبر  بالاتره پس  میشه گفت به تبعیت از  احادیثی که در باب اجازه برای باز کردن در در اونا مشهوده  و همانگونه که همسران پیامبر  وقتی پیامبر در منزل هستند اذن میگیرند   حتما  برای باز کردن درب منزل هم حضرت فاطمه از همسرشون اجازه میگیرن و  همانگونه که در احادیث فرمودین  مانند دیگر زنان حتما از هویت شخص مقابل آگاه خواهند شد قطعا
پس نتیجه میشه گرفت حظرت فاطمه با اذن حضرت علی دست به این کار زده؟
و اگر اینطور باشه این سوال برای من پیش میاد که
1-چرا حضرت علی با علم به این قضییه که عمر و یارانش پشت درب منزلند اجازه به خانم فاطمه دادند که  این کارو کنند
2-اگر این قضییه همانگونه که در سایت موضوع بحث بود جنبه حفظ تدابیر سیاسی و جلوگیری از جنگ و...بود؟-چرا در ابتدا خود را تسلیم نکردند (ایشون  با توجه به حدیث پیامبر میدونستند که نباید حرکتی علیه اونا انجام بدن )و یا صرف نظر از قضییه تسلیم  با علم به حضور دشمنان در درب منزل چرا مانع حضرت نشده و شخص دیگری را به جز حضرت فاطمه پیش نفرستاند؟
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

SEPIDEH
                  _\|/_
                 (@ @)
     +---oOO---(_)----------+
      | ~~~~ HAVE ~~~|
      | ~~~~ YOU ~~~ |
      | ~~~ LOOKED ~~|
      | ~~~ AT THE ~~ |
      | ~~~ FORUMS ~~|
      | ~~~ TODAY? ~~|
      +----------------oOO---+
              |__|__|
                 || ||
ooO Ooo            o
حسین
مدیر سایت
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1117


- تشکرات اهدایی این کاربر: 167
- تشکرات دریافتی این کاربر: 205



« پاسخ #3 : می 24, 2009, 07:38:15 am »

نقل قول
پس این فرضیه میتونه درست باشه (که حضرت  علی به حضرت فاطمه اجازه دادند که درو باز کنه)  یا به تعبیر دیگه چون مقام حضرت فاطمه از زنان پیامبر  بالاتره پس  میشه گفت به تبعیت از  احادیثی که در باب اجازه برای باز کردن در در اونا مشهوده  و همانگونه که همسران پیامبر  وقتی پیامبر در منزل هستند اذن میگیرند   حتما  برای باز کردن درب منزل هم حضرت فاطمه از همسرشون اجازه میگیرن و  همانگونه که در احادیث فرمودین  مانند دیگر زنان حتما از هویت شخص مقابل آگاه خواهند شد قطعا
پس نتیجه میشه گرفت حظرت فاطمه با اذن حضرت علی دست به این کار زده؟


اگر به نوشته دقت کرده باشید آنها با فشار و تهدید نزدیک خانه شدند و علی الظاهر فرصتی برای گرفتن اذن و یا دادن اذن نبوده:

فاطمه س پشت در نشسته بود، سرش را بسته بود و بدنش از غم از دست دادن پدر نحيف و لاغر شده بود، عمر در را كوبيد و گفت: اى پسر ابوطالب! در را باز كن، فاطمه فرمود: اى عمر به ما چه كار دارى؟ ما را با مصيبتى كه گرفتارش شده‌ايم تنها بگذار. عمر گفت: در را باز كن وگرنه خانه را به آتش مى‌كشم. فاطمه فرمود: آيا از خداوند نمى‌ترسى كه وارد خانه ما مى‌شوي، عمر بازنگشت و آتش خواست و آتش را بر در خانه افكند و آن را سوزاند.

این خود نشان میدهد که اصلا کسی در را باز نکرده بلکه خودشان به خانه هجوم بودند


اما حقیقت مسئله چیست ؟

وقتی به تاریخ مینگریم متوجه میشویم علت هجوم به خانه وحی چیز جز بیعت گرفتن با حضرت امیرمومنان علی ع نبوده...قصد آنان گرفتن بیعت بوده و لو اینکه متوسل به زور شوند ..
حضرت علی به علت نداشتن یاور و دستور پیامبر ص به صبر اجازه مقابله را نداشتند لذا تنها کسیکه توان اعتراض و حرف زدن داشت حضرت زهرا س علیها بودند که ایشان هم حرف خود را زدند و به تمام جهانیان اعلام داشتند و هنوز بعد از گذشت هزار چهارصد سال حرفشان تکرار میشود .. ایشان در پیرو این اعتراض حتی اجازه ندادند قبرشان معلوم شود .. اینها همه گواه بر اعتراض و خیانت برخی صحابه است
باشد که اهل حق با این آیات قلبشان روشن گردد
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

ali8
یار ماندگار
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 679


- تشکرات اهدایی این کاربر: 56
- تشکرات دریافتی این کاربر: 111


« پاسخ #4 : فبریه 11, 2010, 02:32:22 pm »

سلام
دوازده امام وحضرت فاطمه به روشی عمل کردند که پیامبر دستور داده .
مثل یک تیم فوتبال که مربی می گویید چه کسی دفاع کند وچه کسی حمله کند
در زمان خلفاء خط حمله بدست حضرت زهراست . اوست که جلو میرود اوست که در مسجد خطبه میخواند و او ست که به درب خانه انصار میرود و امامت را تبلیغ میکند .
بعد از خلفاء خط حمله بدست حضرت علی است و او سه جنگ را رهبری میکند
بعد از حضرت علی امام حسن مثل یک هافبک اسلام را اداره میکند و امام حسین دفاع است ودر زمان یزید لعنه الله امام حسین خط حمله را بدست میگیرد
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید
گفت با این همه از سابقه نومید مشو
صفحه: [1]   بالا
ارسال به دوستانچاپ صفحه
پرش به :  


تماس با ما
Developed By ALMOBIN