خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید



 
جستجوی پیشرفته

12908 ارسال در 2571 موضوع- توسط 10768 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: حسین پادگان
سپتامبر 09, 2010, 12:31:56 pm
تالار گفتمان قرآن و اعتقادات اصول دین سلسله مباحث مدون اعتقادیدرس دوم:برهانهای خداشناسی1(علیت،امکان ووجوب)
صفحه: [1] 2 3 4   پایین
ارسال به دوستانچاپ صفحه
نويسنده موضوع: درس دوم:برهانهای خداشناسی1(علیت،امکان ووجوب)  (دفعات بازدید: 752 بار)
0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.
حسین
مدیر سایت
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1117


- تشکرات اهدایی این کاربر: 167
- تشکرات دریافتی این کاربر: 205



« : آگوست 19, 2009, 03:53:42 pm »

در درس قبل به بررسی ضرورت پی جویی و شناخت خداوند پرداختیم و این مسئله را  نگاه عقل ثابت نمودیم که لازم است هر انسان عاقل به بررسی این مسئله مهم بپردازد .
در این درس سعی برآنست که چند دلیل در مورد اثبات خداوند( واجب الوجود) مطرح نماییم .برای اثبات واجب الوجودبرهانهای متعددی وجود دارد  که در مطولات می توانید به آنها رجوع نمایید که در این بحث  به چند برهان مهم و اساسی میپردازیم .
برهان هایی که در مورد آنها بحث خواهد شد عبارتند از معلولیت ، امکان ووجوب ، صدیقین و برهان ضرورت و وجوب

برهان اول : معلولیت

ما در عالم طبیعت شاهد این واقعیت هستیم که هر حرکت و هر اتفاقی بدون علت نیست .هنگامی که تکان خوردن برگ درختان را می بینیم  هرگز تصور نمیکنم برگهای درختان به خودی خود بحرکت در آمده بدون شک  در ذهن خود میگوییم یا باد آمده یا موجودی درخت را بحرکت در آورده پس نفس و عقل ما نسبت به هرچیزیا حرکتی در عالم حالت انتظار دارد که چه چیز عامل آنست .
می توان گفت  علت تحقیقات و تمامی اکتشافات در عالم همین روحیه انسانی است که انسان همیشه دنبال علت و عامل موجودات و وقایع است .
عقل انسان بقدری به این مسئله واقف است که نا خود آگاه از دیدن معلول به وجود علت پی میبرد .مثلا با دیدن سایه انسان پی به وجود یک شخص میبرد یا با دیدن دود یقین به وجود آتش میکند .
عقل هر انسانی با دیدن این همه اتفاقات و واقایع و خلائق بطور قطع و یقین پی به وجود علت این وقایع میبرد و در نفس انسان حالت یقین به وجود علت همه این چیزها پدیدار میگردد.به هرحال تا انسان به این سوال پاسخ ندهد که این همه خلقت، این همه نظم ، این سیستم عجیب در بدن انسان و حیوانات و طبیعت نفسش قانع نمیشود.
 چگونه عقل انسان می توان این سوال و پدیده بزرگ را بدون علت بداند در حالیکه برای کوچکترین پدیده مانند دود و سایه دنبال علت آنست.
پس به عبارت علمی و دقیق می توان برهان علیت را اینچنین تعریف کرد :
عقل انسان از مشاهد هر معلولی پی به وجود علت آن می برد. پس ما با دیدن معلول های زیادی در عالم علم به وجود علت این معالیل می بریم.
اگر دقت داشته باشید در تعریف فوق ذکر شده هر معلولی و بیان نشده هر وجودی .
اری عقل انسان نمی گوید هر وجودی نیازمند علت است بلکه میگوید هر معلولی نیازمند به علت است . نسبت وجود به معلوم اعم و اخص مطلق است یعنی هر معلولی وجود هست اما هر وجودی معلول نیست .
حال وقت انست تا معنی دقیق معلول مشخص شود .معلول یعنی وجودیکه که در او حالت وابستگی و فقر به وجود دیگر وجود داشته باشد .مثلا در جسم نیازمندی به غیر خودش کاملا مشهود است .جسم نیاز به اجزاء خودش ، نیاز به مکان و .. دارد یا وجودی که با فرض عدم آن محالی صورت نمیگیرد و هروجودی که با فرض عدم آن محال لازم نمیآید وجودش ذاتی نیست پس هنگامی که وجودش ذاتیش نباشد وجودش از دیگری است و همین معنی  معلول است .در مقابل وجودی است که در او هیچ نقصی وجود ندارد ووجودش ذاتی است.
به حکم عقل معلول نیازمند به علت است نه هر وجود ! با این بیان ایرادی که بر برهان علیت گرفته میشود پاسخ داده میشود . ایراد میگرند برهان علیت خود بخود نقض شده است چون وقتی با آن خداوند را ثابت میکنم سپس باید برای خداوند هم خدای دیگری باشد در حالیکه خداوند علتی ندارد که در پاسخ میگوییم این برهان به هیچ وجه نقض نشده بلکه خداوند اصلا تحت عنوان معلول قرار نمیگیرد که با این قائده نقض شود.خداوند معلول نیست که بگویم باید علت داشته باشد . برهان بیان میدارد هر معلولی نیازمند علت است نه هر وجودی.
اما چرا علت اصلی و اولی  نیازمند به علت نیست ما بصورت ضمنی  بیان داشتیم چون چنین علتی وجودی است که  نیازمند به غیر نیست پس  احتیاجی به علت ندارد. این سخن  ادعی بود و  ما در این مجال باید مدعی خود را ثابت کنیم .

علت اصلی و اولی  نیازمند به غیر خود نیست
بهتر است برای روشن شدن بحث نخست این سوال را مطرح نماییم که  آیا عقل جایز میداند وجودی هیچ گونه نیاز و فقر به دیگری نداشته باشد ؟
در جواب میگوییم عقل دقیقا منعی از چنین وجودی نمیبیند بلکه چنین وجودی را ضروری هم میداند .زیرا اگر فرض را بر این بگیریم تمام موجودات وابسته به دیگری هستند هیچ چیزی در عالم وجود نخواهد داشت. زیرا دراینصورت همه چیز قائم بالغیر میشوند و وابسته به دیگری و این نیازمندی ادامه پیدا میکند تا بی نهایت و همان تسلسل محال پیش می آید باید بالاخره یک موجودی باشد که هیچ گونه وابستگی و نیازی در او وجود نداشته باشد.
برای مثال و تقریب به ذهن اگر بگوییم چربی لباس از چیست میگوییم در اثر تماس با یک شیء چرب لباس هم چرب شده بعد اگر پرسیده شود آن شیء چرب با چه چیزی چرب شده میگوییم توسط روغن چرب شده .اما آیا می توان سوال کرد روغن چرا چرب شده ؟
این سوال وارد نیست زیرا روغن ذاتا چرب است و نیازمند به چربی نیست اما لباس و شیء مذکور چون در چرب بودن نیازمند چربی هستند می توان چنان سوال را پرسید.
البته دلیل محال بودن تسلسل علل به بیان فنی و دقیق در جلسات بعدی بصورت مبسوط ذکر خواهد شد.
نتیجه اینکه عقل نمیپذیرد تمام موجودات در عالم نیازمند و فقیر به دیگری باشد و حداقل یک وجود ذاتی و مستقل را ضروری میداند تا این وجود علت دیگر موجودات نیازمند باشد.

برهان دوم : امکان و وجوب

برای فهم دقیق برهان باید سه  اصطلاح وجوب و امکان وامتناع توضیح داده شود . هر معقول و ماهیتی  در ذهن بشر در مقام تصور از این سه حالت خارج نیست .یا ممکن است یا ممتنع یا واجب. واجب آنست که وجودش برایش ضروری باشد و عقل محال میداند وجود نداشته باشد و ممتنع آنچه  عقل عدم را برای آن ضروری میداند اما اگر نه وجود ضروری بود و نه عدم آن چیز ممکن نامیده میشود .پس ممکن یعنی نه وجودش ضرورت دارد  و نه عدمش به تعبیری ذات ممکن نسبت به عدم و وجود مساوی است و نیاز به دلیل خارجی دارد تا از حالت استواء خارج شود. پس به خودی خود موجود نمیشود.
حال که این سه واژه را توضیح دادیم میگوییم وجود ، عقلا یکی از دو  صورت (امکان وواجب)  باید باشد . ممتنع نمی تواند موجود شود چون گفته شده عدم برایش ضروری است .
اگر ما قائل شدیم واجب باید وجود دارد  که مطلوب ما ثابت شده. یعنی ما خداوند را همان وجود واجب میدانیم اما اگر کسی قائل شد هرچه موجود است همان ممکن است ما در پاسخ میگوییم از آنجا که ممکن ذاتا هیچ ضرورتی ندارد برای وجود شدن باید یک دلیل خارجی به او چنین ضرورتی اعطا نماید تا از حالت استواء نسبت به عدم و وجود خارج شود .
حال  آن وجود دیگر  اگر باز ممکن  باشد تسلسل ایجاد میشود و تسلسل محال است . اگر عدم باشد باز محال است یعنی عدم هیچ نیست چگونه علت باشد .
خودش هم نمیتواند به خودش ضرورت اعطا نماید چون ذاتا مسلوب الضروره است می ماند یک مورد آن هم وجود واجب .

« آخرين ويرايش: آگوست 20, 2009, 10:16:14 am توسط حسین » گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

نجات
عضو کوشا
****
آنلاین آنلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 387


- تشکرات اهدایی این کاربر: 147
- تشکرات دریافتی این کاربر: 48


« پاسخ #1 : دسامبر 30, 2009, 10:09:57 am »

ارسالی که قفل کردید ضرورت انکار خدا را ارائه میداد که منکرین چه دلیلی برای انکارش دارند...لیکن حتی یک دلیل ارائه ندادند...

گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

خداوندا درود فرست بر محمد و آل محمد...و مرا از پیروان حقیقی آنان قرار ده...
hamed.drd
گروه پشتیبانی
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 4156


- تشکرات اهدایی این کاربر: 719
- تشکرات دریافتی این کاربر: 316


WWW
« پاسخ #2 : دسامبر 30, 2009, 03:41:30 pm »

ارسالی که قفل کردید ضرورت انکار خدا را ارائه میداد که منکرین چه دلیلی برای انکارش دارند...لیکن حتی یک دلیل ارائه ندادند...



سلام یک کمی تامل کنید کسی که خدا را قبول دارد چطور برای انکارش دلیل ارائه کند؟

اول دلیل منکر خداوند جهل و ناآگاهی است

دوم اگر جهل و نااگاهی اش بر طرف شد استکبار است.

سوم پیروی فساد است مانند فساد اخلاقی مانند لواط گرانفروشی و ربا

چهارم تبعیت از سنت پدران است.

پنجم این که به آنچه علم نزد خودشان است بسنده می کنند و حرف جدیدی نمی پذیرند.

ششم هر پیامبران را حرفهای اساطیری و داستان و خرافه می دانند.

هفتم نمی توانند بپذیرند خداوند بشری را برای هدایت بفرستد بلکه توقع دارند ملک بیاید.

هشتم می خواهند  در زمین بر تری داشته باشند و برتری شان از دست نرود.

این ها کمی از دلایلی بود که باعث می شود کسی خدا را انکار کند.
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و الانس من الاولین و الاخرین
نجات
عضو کوشا
****
آنلاین آنلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 387


- تشکرات اهدایی این کاربر: 147
- تشکرات دریافتی این کاربر: 48


« پاسخ #3 : دسامبر 30, 2009, 06:58:25 pm »

.
نقل قول
سلام یک کمی تامل کنید کسی که خدا را قبول دارد چطور برای انکارش دلیل ارائه کند؟

اول دلیل منکر خداوند جهل و ناآگاهی است

دوم اگر جهل و نااگاهی اش بر طرف شد استکبار است.

سوم پیروی فساد است مانند فساد اخلاقی مانند لواط گرانفروشی و ربا

چهارم تبعیت از سنت پدران است.

پنجم این که به آنچه علم نزد خودشان است بسنده می کنند و حرف جدیدی نمی پذیرند.

ششم هر پیامبران را حرفهای اساطیری و داستان و خرافه می دانند.

هفتم نمی توانند بپذیرند خداوند بشری را برای هدایت بفرستد بلکه توقع دارند ملک بیاید.

هشتم می خواهند  در زمین بر تری داشته باشند و برتری شان از دست نرود.

این ها کمی از دلایلی بود که باعث می شود کسی خدا را انکار کند
مخاطب بحثم منکرین مدعی بود...
 این جهل برای صالح ثابت شده است...
لیکن من میکوشیدم تا به خودشان ثابت شود...
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

خداوندا درود فرست بر محمد و آل محمد...و مرا از پیروان حقیقی آنان قرار ده...
mohammad123
عضو کوشا
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 425


- تشکرات اهدایی این کاربر: 11
- تشکرات دریافتی این کاربر: 27


« پاسخ #4 : ژانویه 16, 2010, 01:14:56 am »

سلام یک کمی تامل کنید کسی که خدا را قبول دارد چطور برای انکارش دلیل ارائه کند؟

اول دلیل منکر خداوند جهل و ناآگاهی است

دوم اگر جهل و نااگاهی اش بر طرف شد استکبار است.

سوم پیروی فساد است مانند فساد اخلاقی مانند لواط گرانفروشی و ربا

چهارم تبعیت از سنت پدران است.

پنجم این که به آنچه علم نزد خودشان است بسنده می کنند و حرف جدیدی نمی پذیرند.

ششم هر پیامبران را حرفهای اساطیری و داستان و خرافه می دانند.

هفتم نمی توانند بپذیرند خداوند بشری را برای هدایت بفرستد بلکه توقع دارند ملک بیاید.

هشتم می خواهند  در زمین بر تری داشته باشند و برتری شان از دست نرود.

این ها کمی از دلایلی بود که باعث می شود کسی خدا را انکار کند.
چرا ما چیزی را که نتوانیم عدمش را ثابت کنیم وجود پیدا می کند؟
مگر جزو ممکن الوجود نمی شود؟
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است
hamed.drd
گروه پشتیبانی
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 4156


- تشکرات اهدایی این کاربر: 719
- تشکرات دریافتی این کاربر: 316


WWW
« پاسخ #5 : ژانویه 16, 2010, 02:18:45 am »

چرا ما چیزی را که نتوانیم عدمش را ثابت کنیم وجود پیدا می کند؟
مگر جزو ممکن الوجود نمی شود؟

ممکن برای خروج از ماهیت و ورود به عرصه عینی وجود نیازمند واجب شدن است.

ممکن تا واجب نشود موجود نمی شود.
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و الانس من الاولین و الاخرین
mohammad123
عضو کوشا
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 425


- تشکرات اهدایی این کاربر: 11
- تشکرات دریافتی این کاربر: 27


« پاسخ #6 : ژانویه 16, 2010, 02:30:33 am »

پس خدا هم باید واجب شود دیگر؟
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است
mohammad123
عضو کوشا
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 425


- تشکرات اهدایی این کاربر: 11
- تشکرات دریافتی این کاربر: 27


« پاسخ #7 : ژانویه 16, 2010, 02:31:25 am »

یا حتی ممکن است ممتنع شود و اگر اثبات نشود واجب است یا ممتنع است همانطور ممکن باقی می ماند
درست است؟
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است
hamed.drd
گروه پشتیبانی
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 4156


- تشکرات اهدایی این کاربر: 719
- تشکرات دریافتی این کاربر: 316


WWW
« پاسخ #8 : ژانویه 16, 2010, 02:35:09 am »

پس خدا هم باید واجب شود دیگر؟

سلام خیر خداوند واجب الوجود است این خدا که شما می گویید از منظر ماهوی است.

ما دو مقوله داریم ماهیت و وجود

وجود که همین عینیت خارجی است که بدیهی است و ما همه وجود خودمان و خارج خودمان را درک می کنیم و قابل تعریف هم نیست.

آنچه در خارج وجود دارد واجب است.

این تقسیم بندی ما ماهوی است نه وجودی.

ماهیت در جواب چیستی اشیاء می آید.

ممکن الوجود که در خارج موجود می شود واجب می شود.

ممکن یعنی اینکه می تواند باشد و می تواند نباشد هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد.
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و الانس من الاولین و الاخرین
mohammad123
عضو کوشا
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 425


- تشکرات اهدایی این کاربر: 11
- تشکرات دریافتی این کاربر: 27


« پاسخ #9 : ژانویه 16, 2010, 02:41:08 am »

چرا خدا واجب الوجود است؟
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است
صفحه: [1] 2 3 4   بالا
ارسال به دوستانچاپ صفحه
پرش به :  


تماس با ما
Developed By ALMOBIN