خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید



 
جستجوی پیشرفته

12908 ارسال در 2571 موضوع- توسط 10768 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: حسین پادگان
سپتامبر 09, 2010, 12:46:20 pm
تالار گفتمان قرآن و اعتقادات اصول دین سلسله مباحث مدون اعتقادیدرس هشتم ( نبوت )
صفحه: [1]   پایین
ارسال به دوستانچاپ صفحه
نويسنده موضوع: درس هشتم ( نبوت )  (دفعات بازدید: 140 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
حسین
مدیر سایت
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1117


- تشکرات اهدایی این کاربر: 167
- تشکرات دریافتی این کاربر: 205



« : دسامبر 16, 2009, 01:09:56 pm »

نبوت
در بحث های قبل حکمت و تدبیر الهی اثبات شد و بیان شد هر فعلی  در عالم خلقت انجام شود فعل خداوند است و این فعل با حکمت و تدبیر الهی همراه است و عقلا ممکن نیست خلق یا عمل بیهود از حضرت حق صادر شود. چون عدم مطابقت فعل با حکمت از صفات نقصیه ایست که خداوند متعال از داشتن چنین صفتی مبراست.
اکنون بحث ما در مورد هدف آفرینش این نظام و جهان است. همان نظامی که بیان شده نظام اکمل و اتم است چون دارای ویژگی اختیار و امتحان است.دو ویژگی که باعث رشد و تعالی میگردد.بدون شک خلقت انسان و این عالم هدف خاصی داشته که خداوند متعال طبق آن هدف انسان و این نظام را خلق کرده.
همچنین عرض شد وجود دو ویژگی این نظام باعث رشد وتکامل انسان میشود و همچنین فراهم بودن شرابط در طبیعت برای رشد انسان این نکته را به ما میرساند که هدف از خلقت انسان رشد و تکامل انسان است.
از طرف دیگر وجود  صفت رحمانیت و قادریت در خداوند باعث میشود خداوند هیچ خیری را از انسانی که لیاقت آنرا داشته باشد فروگذار نگرداند .پس تکامل و رشد که بهترین خیر برای انسان است از جانب خداوند یک سنت حسنه است و این سنت مورد تایید هر عقلی است.
پس تکامل را میتوان یکی از اهداف خلقت انسان نام برد و از لوازم تکامل اعلی وجود اختیار و ابتلائات است اما یکی از شروط این تکامل وجود زمینه تکامل و رشد است . این زمینه دارای جهات مختلفی باید باشد
اول اینکه نفس انسان توانایی رشد را داشته باشد و دیگر اینکه معارف و اطلاعاتی که در راستای رشد و تعالی انسان دخیل هستند در دسترس انسانها قرار بگیرد.اینجاست که عقل میگوید خداوند باید یک هادی و راهنما برای انسان بفرستد تا زمینه رشد را برای انسان فراهم سازد.این هادی باید پیام های خود را از جانب خداوند برای ما بندگان ارسال نماید تا ما راه مستقیم را از جانب خود خداوند گرفته باشیم. در این عالم همیشه سازنده یک چیز از دیگران نسبت به آن چیز اگاه تراست .فلذا خداوندی که ما را خلق کرده از تمام حالات و روحیات قلب و روح ما اگاه تر است و خود باید هادی برای ما بفرستد. عقل بشر توانایی درک همه چیز را ندارد و هر روز که میگذرد معلوم میشود بخشی از معلومات بشر ناقص است .پس باید یک هادی راستین و بدون نقص برای انسان وجود داشته باشد که در صورت عدم وجود چنین هادی و مرشدی کار خداوند نانق و تدبیر خداوند باطل میشود که خداوند از داشتن چنین صفتی مبراست. سبحانه و تعالی
تا اینجا ما از نگاه عقل ضرورت وجود هادی از طرف خداوند را اثبات نمودیم که بیان خلاصه آن چنین میشود هدف از خلقت انسان تکامل اختیاری است که این تکامل وابسته به معلوماتی راستین و رکین است که این آموزه ها تنها توسط خداوند باید برای ما ارسال شود .کسیکه این آموزه ها را برای ما می آورد هادی یا نبی است .
که البته بیان گشت شناخت عقلی تنها کافی نیست چون عقل انسان باز نیاز به معلومات دارد و در خیلی موارد اشتباه میکند و این باعث نقض غرض حق تعالی میگردد. و همچنین اگر عقل همه انسانها بطور کامل هادی از جانب حضرت حق بودند دیگر غرض تکامل و رشد از درجه پایین به بالا معنایی نخواهد داشت چون تکاملی مورد ارج و منزلت است که بهمراه آزمایشات باشد .
ایمان قلبی به چیزی که براحتی قابل رویت و لمس نیست بهتر است ایمانی که براحتی در دسترس است . مثلا اعتقاد به وجود خورشید را هرکس انسانی می تواند داشته باشد اما اعتقاد به چیزهایی که در عالم وجود دارد اما براحتی مشهود نیست کار هرکسی نیست !

مشاهده كاربراني كه از این پست تشكر كرده اند:

hamed.drd

براي اين پست, 1 کاربر تشکر کرده است
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

حسین
مدیر سایت
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1117


- تشکرات اهدایی این کاربر: 167
- تشکرات دریافتی این کاربر: 205



« پاسخ #1 : دسامبر 16, 2009, 01:10:27 pm »


نبی باید چه خصوصیاتی داشته باشد
 بعد از اینکه نیاز بشر به نبی را ثابت نمودیم نوبت به این میرسد که نبی چه خصوصیتی باید داشته باشد؟
  عصمت
مهمترین خصوصیتی که نبی باید آنرا دارا باشد عصمت است .یعنی در دریافت و ابلاغ و بیان معارف کاملا معصوم باشد . و این عصمت باید تضمین شده از جانب خداوند باشد به گونه ای که ما سخن او را همان سخن خداوند بدانیم.هر حرف و کردار او را باید مطابق با خواست و اراده خداوند بدانیم و تا چنین نباشد ما نمیتوانیم به گفته او ایمان داشته باشیم.ایمان یک چیز یقینی است که جز با یقین و علم حاصل نمیشود و هرگز احتمال و شک برای انسان ایمان حاصل نمیکند.
پس تا زمانی ما میتوانیم به گفته و سخن نبی ایمان داشته باشیم که یقین به صحت گفتار او داشته باشد و تا عصمت نباشد ما چنین یقینی نمیتوانیم داشته باشیم چون هر حرفی بزند احتمال میدهیم اشتباه کرده یا فراموش کرده یا ...و با وجود چنین احتمالاتی حصول ایمان متحقق نخواهد شد.فلذا همانگونه که عقل وجود نبی از جانب خداوند  را ضروری میداند وجود عصمت برای نبی را هم ضروری میداند چون تا عصمت نباشد غرض اصلی ارسال نبی حاصل نخواهد شد.
البته عصمت پیامبر باید در چند زمینه باشد اول عصمت از هر گونه گناه .چون هرکاری پیامبر انجام دهد بعنوان الگو شناخته میشود و این بیانگر اینست که کاریکه او انجام میدهد گناه نیست .
دوم عصمت او در خطا پذیرش و ارسال وحی و کلام الهی .که طبق این اعتقاد همیشه سخن نبی خداوند برای ما حجت است .
در عصت چیزی که مهم است ضمانت از جانب خداوند است در مورد این عصمت که این ضمانت یا بصورت جبری میتواند باشد یعنی خود خداوند مانع از هرگونه خطا و گناه از جانب نبی میشود یا بصورت علمی است یعنی خداوند علمی به پیامبر میدهد که باطن گناه را میبینید و با دیدن باطن کثیف گناه هرگز روی به گناه نمی آورد و توسط امداد های غیبی او را از هرگونه خطا مصون بدارد یا موارد دیگر که مهم در بحث ما وجود ضمانت از جانب خدوند تا اندازه ای که ما سخن و کردار پیامبر را مطابق با رضایت خداوند بدانیم و تا چنین ضمانتی نباشد غرض حاصل نخواهد شد.که بنظر میرسد عصمت پیامبران از گناهان  بصورت علمی است وعصمتشان  در مورد اشتباهات عادی بشری توسط نیروی غیبی است.

پیامبر باید انسان باشد
هدف از ارسال نبی هدایتگری است. در حقیقت پیامبر الگوی خلق در تمامی حالات زندگی است فلذا پیامبر هم باید مانند ما انسان باشد . اگر پیامبر انسان نباشد و مثلا ملک باشد دیگر نمیتواند الگوی ما باشد چون ملک ذاتا با انسان تفاوت دارد و همین باعث میشود او نتواند الگویی خوبی برا ما باشد.از طرف دیگر اگر هدف تکامل بهراه آزمایش است خصوصیت پیامبر هم باید  مطابقت با موضوع داشته باشد. فرضا اگر نبی خداوند یک موجود عجیب و غریب بود بصورتی که هر بیننده ای با دیدن او پی به صحت گفتارش میبرد دیگر آزمایش امتحان معنی نداشت . ایمان به خداو  پیامبر مانند ایمان به خورشید در وسط اسمان میگشت و در این صورت خالص از ناخالص جدا نمیگشت.
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

حسین
مدیر سایت
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1117


- تشکرات اهدایی این کاربر: 167
- تشکرات دریافتی این کاربر: 205



« پاسخ #2 : دسامبر 16, 2009, 01:11:32 pm »

راه اثبات نبوت

از آنجا که غرض نبوت زمانی حاصل میشود که عقل هر انسانی توانایی یقین و اعتقاد به صدق ادعای نبی پیدا کند باید دید از نظر عقل چه چیزی میتواند نفس انسان را قانع سازد تا ادعای کسیکه مدعی النبوه هست را باور کند.
ما هر روشی را تصور کنیم قابل خدشه هست (مانند حسن سابقه، تایید از طرف دیگران)و  می توان احتمال خلاف را داد مگر یک روش و آن هم معجزه است.
معجزه از واژه عجز آمده .به معنای کاری که دیگران از اوردن مانند و نظیر ان عاجز باشند و برای اثبات مدعی کسیکه ادعای نبوت دارد می اید پس معجزه  یعنی کاریکه شخص مدعی النبوه برای اثبات ادعی نبوت خود انجام دهد که این کار  خارج از قدرت انسان طبیعی باشد .
همینکه کار او به گونه ایست که هر انسان دیگری عاجز از آوردن مثل کار اوستدلیل عقلی است که او انسان فوق طبیعی است و دست الهی به همراه اوست .
عقل راه دیگری برای یقین به وجود نبی ندارد و چون این سخن عقلی است بر خداوند ضروری میشود اولا چنین حالتی را برای نبی فراهم سازد و ثانیا برفرض اگر اشخاص عادی غیر نبی بنا باشد بر حسب اتفاق چنین قدرتی پیدا کنند مانع از چنین کاری از جانب انها شود چون اگر شخص غیر نبی چنین کاری انجام دهد به معنی اینست که خداوند چنین شخصی را بعنوان نبی تایید میکند و محال است خداوند کسیکه لیاقت نبوت ندارد را بعنوان نبی تایید کند.

راه اثبات نبوت حضرت محمد(ص)و دین اسلام

ما برای اثبات دین اسلام در قدم اول باید نبی این دین را ثابت نماییم .در حال حاضر نبی این دین به ادعی همه مسلمانان در قید حیات مادی نیستند و قبلا هم گفتیم تنها راه اثبات نبوت یک شخص وجود معجزه از طرف اوست . حال در زمان حاضر که نبی مکرم اسلام در بین ما نیستند چگونه میتوانیم پی به نبوت ایشان ببریم و چگونه میتوانیم علم به معجزه ایشان ببریم ؟
پاسخ اینست هرچند پیامبر اسلام در قید حیات مادی نیستند اما معجزه ایشان کماکان در دست ماست و ما با در دست داشتن این معجزه تا زمان اعجاز آن محکمترین دلیل بر وجود حقانیت این دین و نبی این دین داریم.
معجزه پیامبر اسلام از زمان بدو اسلام تابحال قرآن بوده و هست. تنها راه اثبات شریعت اسمانی در زمان امروز همین قرآن است. ما با این قرآن اسلام را ثابت میکنم و همچنین نبوت رسول اکرم ص را اثبات مینماییم.. علاوه بر دین اسلام تنها دلیلی که میتوانید دیگر ادیان توحیدی را اثبات نماید همین قرآن است. دیگر ادیان آسمانی هیچ دلیلی بر اثبات دینشان ندارند آنها صرفا با نقل تاریخی دین خود را ثابت مینمایند درحالیکه نقل تاریخی نمیتوانید دلیل یقین آور و قطعی باشد.
اسلام دینی است که اثبات آن در زمان حاضر با نقل تاریخی نیست بلکه صرفا این دین توسط معجزه جاودانی اس ثابت میشود.
 
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

حسین
مدیر سایت
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1117


- تشکرات اهدایی این کاربر: 167
- تشکرات دریافتی این کاربر: 205



« پاسخ #3 : دسامبر 16, 2009, 01:12:56 pm »

اعجاز قرآن

 قران کتابی است که برای همیشه معجزه هست.قرآن در  زمانیکه توسط پیامبرص نازل شد چنین ادعایی داشت که هیچ کس نمی تواند مانند انرا بیاورد.قرآن برای اثبات معجزه بودن خود مبارز طلبید و  از مردم  در خواست اوردن ده سوره مانند آن داد و حتی پا فراتر گذاشته شد و درخواست آوردن حداقل  یک  سوره مانند آنرا صادر نمود.
در آن زمان با اینکه دشمنان زیادی علیه اسلام بودند ولی هیچ کس  نتوانست مانندی برای  قرآن  بیاوند و در زمان ما هم چنین چیزی هنوز پیدا نشده همین که دیگران ازآاوردن مانند ان عاجزند دلالت بر این دارد این کتاب از دست قدرت بشر خارج است و یک امر الهی  و قدسی است.
همه می دانیم یک سوره نوشتن کار بسیار سختی نیست اما چرا هنوز کسی نتوانسته سوره ای مطابق قران بیاورد؟ بشر می تواند به کرات دیگر اسمانی سفر نماید کشفیات و ابدعات محیر العقول  داشته باشد اما نمی تواند تنها یک سوره ای مانند قرآن بیاورد؟آنهم بعد از 1400 سال ؟

ایا می توان باور کرد حضرت محمدی که هیچ بار دست به قلم نشده و امی (تحصیلات نداشته)بوده  کتابی اورده كه هنوز كسي نتونسته سه آيه مثل 6236 آيه ي آن  را بياورد؟
یقینا اگر چنین شخصی توانسته بدست قدرت انسانی خودش چنین کاری کند دیگر انسانها هم می توانند بکنند.لذا هر عاقلی یقین می کند چنین چیزی فوق قدرت بشر است و کار ، کار الهی است.

یک اشکال

در اینجا یک اشکال می تواند ایجاد شود که در اصل اوردن مثل یک کتاب محال است و نمی توان یک کتاب مانند کتاب دیگر آورد با این وصف مبارز طلبی قرآن هم موردیت ندارد ..
در جواب باید گفت امکان چنین چیزی وجود دارد  آیا  وقتی دو عاقل منصف جای بنشینند نمی توانند داوری کنند که این نوشته فصیح تر است یا ان نوشته ؟
هرچند آوردن عین یک کتاب امکان ندارد ولی آوردن کتابی مشابه کتاب دیگر از جهت فصاحت و علمیت و قاطعیت به هیچ وجه محال نیست وحتی چنین چیزی اینقدر معمول است که در مجامع علمی  بین کتب مختلف مقایسه برتری و عدم برتری صورت میپذیرد.
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

حسین
مدیر سایت
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1117


- تشکرات اهدایی این کاربر: 167
- تشکرات دریافتی این کاربر: 205



« پاسخ #4 : دسامبر 16, 2009, 01:13:24 pm »

مسئله تحریف قرآن

آنزمان که مشخص شد قرآن معجزه است و سخن حق خداوند است و اثبات شد خداوند چون ضمانت کرده حضرت محمد ص پیامبر اوست و این کتاب سخن اوست باید ضامن عدم تحریف قرآن هم باشد زیرا بر فرض اینکه چیزی به قرآن افزوده شود و یا کم شود در حالیکه خداوند ضامن صیانت پیامبر از گناه و ارسال سخن خود به مردم است  لازم میآید خداوند وعده دورغ داده باشد یا مردم را امر به گمراهی و باطل نمایید که هر دو صورت در مورد خداوند محال است.
قرآن اگر معجزه است و دیگران از آوردن مثل آن عاجزند پس به این معنی است که هیچ کس غیر از خداوند توانایی تصرف در قرآن را ندارد زیرا اگر انسان عادی در قرآن دست ببرد دیگر انسنها هم میتوانند چنین کاری بکنند و مانند آن را بیاورند در حالیکه هنوز کسی نتوانسته مانند آنرا بیاورد.پس در حقیقت اگر کسی معجزه بودن قرآن را قبول کرد در حقیقت صیانت آن از تحریف را هم قبول کرده .
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

حسین
مدیر سایت
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1117


- تشکرات اهدایی این کاربر: 167
- تشکرات دریافتی این کاربر: 205



« پاسخ #5 : دسامبر 16, 2009, 01:13:52 pm »

خاتمیت
بعد از اینکه ثابت شد قرآن حق است و معجزه ای از جانب خداوند است نوبت به مسئله خاتمیت پیامبر اسلام میرسد.یکی ازمعتقدات مسلمانان اینست که با آمدن پیامبرص دیگر هیچ پیامبری نخواهد آمد و چون این اعتقاد سرچشمه از قرآن و سخن خداست به این معنی است که بعد از قرآن هرکس ادعای پیامبری کرد دیگر پیامبر نیست و سخن او باطل محض است چون خداوند وجود هیچ کس را بعنوان نبی بعد از پیامبر ضمانت نفرموده است .آیه قرآن مانند :
  مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمًا(الأحزاب/40)
محمد (ص) پدر هيچ يک از مردان شما نبوده و نيست؛ ولي رسول خدا و ختم‌کننده و آخرين پيامبران است؛ و خداوند به همه چيز آگاه است!
وهمچنین روایات متواتره مانند سخن معروف پیامبر که فرمودند: اما ترضي ان تكون مني بمنزله هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي گواه دیگری بر این ادعاست.

گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

صفحه: [1]   بالا
ارسال به دوستانچاپ صفحه
پرش به :  


تماس با ما
Developed By ALMOBIN