خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید



 
جستجوی پیشرفته

12908 ارسال در 2571 موضوع- توسط 10768 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: حسین پادگان
سپتامبر 09, 2010, 12:22:53 pm
تالار گفتمان قرآن و اعتقادات اصول دین توحیداثبات خدا
صفحه: 1 [2] 3 4 ... 10   پایین
ارسال به دوستانچاپ صفحه
نويسنده موضوع: اثبات خدا  (دفعات بازدید: 1798 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
mohammad123
عضو کوشا
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 425


- تشکرات اهدایی این کاربر: 11
- تشکرات دریافتی این کاربر: 27


« پاسخ #10 : دسامبر 24, 2009, 01:38:36 am »

سلام دیوار بتونی در مقام پاسخ به مثال شما بود.

بحث را به فضای واقعی ببریم مفید تر است پس از مثال خارج می شوم

باید نوع بحث مشخص شود که فلسفی باشد یا قرآنی و بر اساس آیه و روایت یا اینکه هر طور شما مایلید بحث شود

برای ابراز نظر شما عرض بنده این است که راههای شناخت سه تا هستند حس و عقل و قلب و راه دیگری نیست.

اینکه بحث درون دینی باشد یا برون دینی

اینکه بحث ما بین دو مسلمان است یا بین دو نفر که یکی است که منکر خداست و دیگری مدافع وجود خداوند است.
برای من مهم نیست فلسفی باشد، دینی باشد،بین دو کافر باشد یا بین دو مسلمان.
من فقط سوال می پرسم و از شما پاسخ طلب می کنم.
پاسخی که من را ارضا کند و در قلبم نور یقین بتاباند. البته باید قابل درک برای من باشد.
خوب سوال اول
من می گم روزی انسان چشم باز کرد و خود را شناخت.
به اطراف نگاه کرد و چیز هایی دید که سازنده آنها را نمی دانست.
پس موجودی خیالی در ذهن خود ساخت و به او گفت خدا و همه چیز را به او نسبت داد.
خوب امروز با این همه نظریه های علمی دیگر چه نیازی به خدا داریم؟
و چیزی را که نیاز نداریم چرا بپرستیم.؟
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است
نجات
عضو کوشا
****
آنلاین آنلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 387


- تشکرات اهدایی این کاربر: 147
- تشکرات دریافتی این کاربر: 48


« پاسخ #11 : دسامبر 24, 2009, 11:25:48 am »

نقل قول
برای من مهم نیست فلسفی باشد، دینی باشد،بین دو کافر باشد یا بین دو مسلمان.
من فقط سوال می پرسم و از شما پاسخ طلب می کنم.
پاسخی که من را ارضا کند و در قلبم نور یقین بتاباند. البته باید قابل درک برای من باشد.
خوب سوال اول
من می گم روزی انسان چشم باز کرد و خود را شناخت.
به اطراف نگاه کرد و چیز هایی دید که سازنده آنها را نمی دانست.
پس موجودی خیالی در ذهن خود ساخت و به او گفت خدا و همه چیز را به او نسبت داد.
خوب امروز با این همه نظریه های علمی دیگر چه نیازی به خدا داریم؟
و چیزی را که نیاز نداریم چرا بپرستیم.؟

هیچ کدام از نظریه ها به اثبات نرسیده...و میتوان خلاف نظریه را نیز ثابت کرد...
پس تو همچنان نیاز به نوری از حقیقت داری...تا بر آینه ی اندیشه ات  بتابد...
انسان هنوز نتوانسته اندام خود را بشناسد...انسان هنوز در شک است که آیا از میمون به وجود آمده یا از جنس خودش؟نظریه های فراوانی هم در این مباحث بیان شده...
تو مثل این هستی که چیستانی داری...و برای تو جواب های زیادی وجود دارد...تو مناسب ترین جواب را برای سوالت انتخاب کن...آیا میتوانی نظریه هایی را که امکان دارد خلاف آن نیز ثابت شود تکیه گاه عقلت بدانی؟ ... بی شک نه...پس علم انسان و ابزار انسان برای کشف حقیقت بی فایده هستند...زیرا این همه وقت است دم از ستاره میزنیم...ولی تا کنون از منزومه ی شمسی به بیرون نرفته ایم...و میان کهکشان را هنوز کشف نکرده ایم... وقتی انسان ناتوان است که بزرگترین را ثابت کند...و ناتوان است که کوچکترین را ثابت کند...و ناتوان است که حتی تایین کند در کجای این هستی است؟  شما بر چه تکیه میکنید؟ بر نظریه ای از جانب شخصی که نه کوچکترین را میداند...نه بزرگترین..نه آینده و نه گذشته ی گذشته ها را؟ پس به ناچار برای تایین جا و مکان رو به
مذهب می آوری...مذهبی که تنها انسان را دربر میگیرد... نه حیوان را...پس تو به دنبال مذهب مناسب برای مجهول خود میگردی...و ما مناسب ترین دین را به تو معرفی میکنیم..
که آن دین اسلام است...و دلایل کافی از برای اثبات درستی کتاب آن نیز هست...نگاه کن کسانی که به آخرت معتقد هستند..چه قدر در جنگ...و در مقاومت موفق تر هستند؟
حتی از جانشان میگذرند...و اینچنین حق را به جا می آورند...

حق واژه ای است که از زمان وجود وجدان...و خدا به کار میرود...اگر تو معتقد به دنیا نیستی...میتوانی هر کاری بکنی...میتوانی مال یتیم را بخوری...شاد باشی..و بعد از کشتن دختر بچه ای شب را راحت استراحت کنی...

ولی این کار برای تو تلخ و ناگوار است...
زیرا در درونت حق و نور حق وجود دارد...


حقیقت اسلام بر هیچ جناهی تکیه ندارد...


خدا بی رنگ است...
چون بیطرف است...چون عادل است...




فرض کن در کیسه ای حروف الفبا ریخته شده...
و چند نفر با چشمان بسته باید حروفی را از این کیسه بیرون کشند..
تا با آن جمله بسازند...
اولین نفر دستش را به کیسه کرد و حرف آ را بیرون کشید...
و دومین نفر حرف ب را ....
به این ترتیب کلمه ی آب ساخته شد..
ولی تو فکر میکنی به همین ترتیب میتوانی جمله ای بسازی...و جزئیات آن را بیان کنی؟


اگر به نظر عاقلانه می آید...امتحان کن...
و با چشم بسته با همین حروفات و با همان کیسه یک مقاله در باره ی نظریه های وجود هستی بنویس...

اگر تو با این روش تواسنتی...این مقاله را بنویسی باور میکنم که خدا وجود ندارد و این نظام خود به خودیست...


اگر این نظام خود به خودی بود...چه پاسخی برای درک زیبایی طبیعت یا زیبایی جنس مخالف داری؟
قبول کنیم که ما یک حیوانیم...ولی حیوان ها آیا وجدان دارند؟

چه پاسخی برای قرانی داری که آن را بی سوادی از بالای کوه الهام گرفته؟



بگذار مژده ای بدهم...امروزه دانشمندان بزرگ...برای کشف راز آفرینش روی قران و روی کتاب های آسمانی مطالعه میکنند...
زیرا به پاسخ های درستر از نظریه هایشان میرسند...



« آخرين ويرايش: دسامبر 24, 2009, 11:34:33 am توسط Misam Tamor » گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

خداوندا درود فرست بر محمد و آل محمد...و مرا از پیروان حقیقی آنان قرار ده...
hamed.drd
گروه پشتیبانی
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 4156


- تشکرات اهدایی این کاربر: 719
- تشکرات دریافتی این کاربر: 316


WWW
« پاسخ #12 : دسامبر 24, 2009, 03:26:35 pm »

هیچ کدام از نظریه ها به اثبات نرسیده...و میتوان خلاف نظریه را نیز ثابت کرد...


سلام این کلمه نظریه مبهم است وانگهی نظریه اگر ثابت شود یا می شد که دیگر نظریه نبود، بود؟!
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و الانس من الاولین و الاخرین
hamed.drd
گروه پشتیبانی
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 4156


- تشکرات اهدایی این کاربر: 719
- تشکرات دریافتی این کاربر: 316


WWW
« پاسخ #13 : دسامبر 24, 2009, 03:40:58 pm »

برای من مهم نیست فلسفی باشد، دینی باشد،بین دو کافر باشد یا بین دو مسلمان.
من فقط سوال می پرسم و از شما پاسخ طلب می کنم.
پاسخی که من را ارضا کند و در قلبم نور یقین بتاباند. البته باید قابل درک برای من باشد.
خوب سوال اول
من می گم روزی انسان چشم باز کرد و خود را شناخت.
به اطراف نگاه کرد و چیز هایی دید که سازنده آنها را نمی دانست.
پس موجودی خیالی در ذهن خود ساخت و به او گفت خدا و همه چیز را به او نسبت داد.
خوب امروز با این همه نظریه های علمی دیگر چه نیازی به خدا داریم؟
و چیزی را که نیاز نداریم چرا بپرستیم.؟

سلام یک پیش فرضی در این مطلب هست که باید بررسی شود اینجا اینجا مساله وجود خدا را یک منشاء برایش در نظر گرفته اید که جهل اوست.

بدین شرح که چرا خدا و وجودش در زندگی انسان بوجود آمد؟ چون انسان نسبت به مسالخ یا مسائلی جاهل بود و نمی دانست منشآ آنها چیست یک مفهوم تخیلی به نام خدا ایجاد کرد و آنها مجهولاتش را به او ربط داد.

فرض کنیم حرف شما درست است

با این حساب، اگر به واقع اینطور بود باید با کوچکترین کشفی باید موجب بی اعتقادی در همه دانشمندان بزرگ بوجود می آمد. در صورتی که خیلی از دانشمندان حال و گذشته در عین پیشرفت به وجود خدا اعتقاد دارند و معتقدند خداوند تاس نمی اندازد مانند دانشمندانی چون انیشتین یا وایتهد.

این حرف ردی که خدا ناشی از تخیلات است رد و استدلالی بر وجود خدا نمی باشد بلکه فقط منشاء بوجود آمدن اعتقاد مردم به خدا را بیان می کند.

سوال وجود نظریه های که هنوز اثبات نشده است یا اثبات شده است چه ضرری به وجود خدا دارد؟

آیا تناقضی دارد که خداوند اسبابی را که ما بعنوان علم می شناسیم بر این عالم حاکم کرده باشد؟

آیا علم مانع ایجاد می کند که ما بگوییم پدیده ها احتیاج به علت و خالق دارند؟

آیا علم به ما ثابت می کند که پدیده ها بی دلیلند؟

آیا ما اذعان نداریم که در خارج ما یک جهانی وجود دارد که ما آن را درک می کنیم مانند خیابانی که رد می شویم یا شیر جنگل که از ان می گریزیم یا نوزادی که در بدو تولد پستان به دندان می گیرد.

این واقعیت های خارج نیز علمند آیا واقعیت خارج توهم و خیال است؟

اگر خیال است جایگاه ما در این خیال کجاست؟

و اگر واقعیت است سوال این است که وجود خارج که خیالی نیست مستقل و به خود متکی است یا خیر متکی به یک غیر از خودش است؟

جواب یکی از این سوالها و فکر به آن راهگشای بحث است.

گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و الانس من الاولین و الاخرین
mohammad123
عضو کوشا
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 425


- تشکرات اهدایی این کاربر: 11
- تشکرات دریافتی این کاربر: 27


« پاسخ #14 : دسامبر 24, 2009, 09:37:55 pm »

هیچ کدام از نظریه ها به اثبات نرسیده...و میتوان خلاف نظریه را نیز ثابت کرد...
پس تو همچنان نیاز به نوری از حقیقت داری...تا بر آینه ی اندیشه ات  بتابد...
انسان هنوز نتوانسته اندام خود را بشناسد...انسان هنوز در شک است که آیا از میمون به وجود آمده یا از جنس خودش؟نظریه های فراوانی هم در این مباحث بیان شده...
تو مثل این هستی که چیستانی داری...و برای تو جواب های زیادی وجود دارد...تو مناسب ترین جواب را برای سوالت انتخاب کن...آیا میتوانی نظریه هایی را که امکان دارد خلاف آن نیز ثابت شود تکیه گاه عقلت بدانی؟ ... بی شک نه...پس علم انسان و ابزار انسان برای کشف حقیقت بی فایده هستند...زیرا این همه وقت است دم از ستاره میزنیم...ولی تا کنون از منزومه ی شمسی به بیرون نرفته ایم...و میان کهکشان را هنوز کشف نکرده ایم... وقتی انسان ناتوان است که بزرگترین را ثابت کند...و ناتوان است که کوچکترین را ثابت کند...و ناتوان است که حتی تایین کند در کجای این هستی است؟  شما بر چه تکیه میکنید؟ بر نظریه ای از جانب شخصی که نه کوچکترین را میداند...نه بزرگترین..نه آینده و نه گذشته ی گذشته ها را؟ پس به ناچار برای تایین جا و مکان رو به
مذهب می آوری...

سلام علیکم
کاملا زیبا و درست

اما فکر نمی کنی که اگر از اول تاریخ بشر همه ، برای فرار از تلاش در راه علم به مذهب روی می آوردند همین کامپیوتر نبود که ما از راه دور با هم بحث کنیم
درست است انسان ضعیف و ناتوان است اما انسان کنونی را با انسانی که زمان پیامبر زندگی می کرد مقایسه کن تفاوت کاملا محسوس است


فرض کن در کیسه ای حروف الفبا ریخته شده...
و چند نفر با چشمان بسته باید حروفی را از این کیسه بیرون کشند..
تا با آن جمله بسازند...
اولین نفر دستش را به کیسه کرد و حرف آ را بیرون کشید...
و دومین نفر حرف ب را ....
به این ترتیب کلمه ی آب ساخته شد..
ولی تو فکر میکنی به همین ترتیب میتوانی جمله ای بسازی...و جزئیات آن را بیان کنی؟


اگر به نظر عاقلانه می آید...امتحان کن...
و با چشم بسته با همین حروفات و با همان کیسه یک مقاله در باره ی نظریه های وجود هستی بنویس...
باز هم می گویم کاملا زیبا و درست اما دلیل نمی شود چون
فرض کن یکی عمر بینهایت داشته باشد
فرض کن یک بار جهان درست شد و تا وصطا اومد و چون کامل نبود نابود شد
یه بار درست شد و انسان ها هم خلق شدند و چون کامل نبود باز هم تا بین را اومد و اصلا منفجر شد
بیا فکر کن 10 با، 100 بار، 1000 بار، .....
ببین من چی می گم 10000000000000000000000000000000000000 بار
خوبه
اگه دوست داشته باشی یه 10000 تا صفر ناقابل جلوش اضافه می کنم
آقا اصلا وقتی زمان نا محدود باشه چه فرقی می کنه
فکر کن هی خلق شد و نابود شد تا بالاخره یه جهان درست شده همین طور که تو می بینی. شاید در عرض 5 ثانیه دیگه این جهان هم به سرنوشت همقطار های دیگش دچار بشه. خدا رو چه دیدی
اگه به خورده وقت بدی یک مقاله چیه یک فرهنگ نامه واست می نویسم
میدونی چند تا سیاره در جهان وجود داره؟
اگه اثبات بشه فقط زمین حیات داره می دونی چی میشه؟
یعنی این که یکی اومده کلی سنگ تو تاریک ، توجه کن تو تاریکی زده یکیش بالاخره به زمین خورده
اگه اشتباه می گم بییا اصلا بزن تو گوشم.
 
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است
mohammad123
عضو کوشا
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 425


- تشکرات اهدایی این کاربر: 11
- تشکرات دریافتی این کاربر: 27


« پاسخ #15 : دسامبر 24, 2009, 09:45:38 pm »

آقای حامد
ببین چند تا سوال پرسیدی از یکیش خوشم اومد
علم به خدا ضرر می زنه؟
به نظر من نظریه تکامل با عقل بیشتر جور در میاد تا چیزای دیگه
تو فقط این رو بگو
قرآن با تکامل مشکل داره یا نه؟
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است
hamed.drd
گروه پشتیبانی
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 4156


- تشکرات اهدایی این کاربر: 719
- تشکرات دریافتی این کاربر: 316


WWW
« پاسخ #16 : دسامبر 25, 2009, 01:12:54 am »

آقای حامد
ببین چند تا سوال پرسیدی از یکیش خوشم اومد
علم به خدا ضرر می زنه؟
به نظر من نظریه تکامل با عقل بیشتر جور در میاد تا چیزای دیگه
تو فقط این رو بگو
قرآن با تکامل مشکل داره یا نه؟

سلام سوال مشکلی است.

نه من به نظریات تکاملی جدید مسلطم که تقریباً همان نظرات داروینی را به شکل جدید مطرح می کند و نه می توانم درک خودم از قرآن را محدود کنم به رد یا قبول نظریه تکامل.

ولی دو مطلب را عرض می کنم یکی این است که قران کتاب هدایت و تزکیه و تعلیم است و نه کتاب رفرنس علوم پایه

دوم اینکه شان کتاب خدا اجل است از ان که ما لخواهیم ان را محدود به یک نظریه کنیم که در نهایت بتوان گفت یک نظریه با درصد احتمال صحت بالاست و نه بیشتر.

دو مشکل وجود دارد درست است که انسان در علم پیشرفت نموده است اما علم خالی از نقص کاست و خطا نیست که این نظریه ها از این جمله است که در مرور زمان تکامل می یابند.

دیگر اینکه در گذر زمان درک ما از قرآن و عجایب و اعماق آن بسته به رشدمان در قرون گذشته بسیار مترقی شده است که زمان های پیش رو نیز از این قانون مستثنی نیستند.

نتیجه اینکه چه جواب شما مثبت باش و چه منفی معیار قرار دادن صحت یک نظریه برای درک و دریافت حقیقت خیلی راه جالبی به نظر نمی یابد ، با توجه به مشکلاتی که عرض کردم.

گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و الانس من الاولین و الاخرین
نجات
عضو کوشا
****
آنلاین آنلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 387


- تشکرات اهدایی این کاربر: 147
- تشکرات دریافتی این کاربر: 48


« پاسخ #17 : دسامبر 25, 2009, 07:25:29 pm »

نقل قول
سلام علیکم
کاملا زیبا و درست

اما فکر نمی کنی که اگر از اول تاریخ بشر همه ، برای فرار از تلاش در راه علم به مذهب روی می آوردند همین کامپیوتر نبود که ما از راه دور با هم بحث کنیم
درست است انسان ضعیف و ناتوان است اما انسان کنونی را با انسانی که زمان پیامبر زندگی می کرد مقایسه کن تفاوت کاملا محسوس است
آرزو از لذ ت است ولی نیاز از کمبود پس به دنبال کمبودت باش نه آرزوت...آرزو ها را میتوان در  احتیاجات لذت آمیز دید که  عاقبت مشخصی ندارند...مثلا اگر آرزو نبود...فکر میکنید چه اتفاقاتی برای این ما و کره ی خاکی می افتاد؟
آرزو را کم کن ولی قطع نکن...مشتاق حقیقت همیشه به حق خواهد رسید ولی کسی که هنوز در جهلش است...نیاز به نوری شدید تر از نور اندیشه ی خودش میخواهد...
ببین چقدر از این دنیای ما را به آرزو به دست آورده ایم و چقدر را به نیاز ...
نیازعلم جهل می آورد و جهل علم...

نقل قول
آقای حامد
ببین چند تا سوال پرسیدی از یکیش خوشم اومد
علم به خدا ضرر می زنه؟
به نظر من نظریه تکامل با عقل بیشتر جور در میاد تا چیزای دیگه
تو فقط این رو بگو
قرآن با تکامل مشکل داره یا نه؟
بی شک علم جزء جهل چیز دیگری نمیآورد...برای کشف خدا تو باید جهلت را برطرف کنی...برخی از مجهولات همانند کوهی بزرگ هستند..ولی امکان پاسخ به آنان نیست...
پس ما تنها تیشه به ریشه ی خودمان میزنیم..نه بیشتر...
آن چه تکاملیست که به یک سوال جواب میدهی و ده سوال دیگر برایت مطرح میشود...
و رفته رفته سخت تر میشود؟
تکامل این است؟
این بیشتر رواج جهل است تا به علم..
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

خداوندا درود فرست بر محمد و آل محمد...و مرا از پیروان حقیقی آنان قرار ده...
mohammad123
عضو کوشا
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 425


- تشکرات اهدایی این کاربر: 11
- تشکرات دریافتی این کاربر: 27


« پاسخ #18 : دسامبر 25, 2009, 11:45:54 pm »

آرزو از لذ ت است ولی نیاز از کمبود پس به دنبال کمبودت باش نه آرزوت...آرزو ها را میتوان در  احتیاجات لذت آمیز دید که  عاقبت مشخصی ندارند...مثلا اگر آرزو نبود...فکر میکنید چه اتفاقاتی برای این ما و کره ی خاکی می افتاد؟
آرزو را کم کن ولی قطع نکن...مشتاق حقیقت همیشه به حق خواهد رسید ولی کسی که هنوز در جهلش است...نیاز به نوری شدید تر از نور اندیشه ی خودش میخواهد...
ببین چقدر از این دنیای ما را به آرزو به دست آورده ایم و چقدر را به نیاز ...
نیازعلم جهل می آورد و جهل علم...
بی شک علم جزء جهل چیز دیگری نمیآورد...برای کشف خدا تو باید جهلت را برطرف کنی...برخی از مجهولات همانند کوهی بزرگ هستند..ولی امکان پاسخ به آنان نیست...
پس ما تنها تیشه به ریشه ی خودمان میزنیم..نه بیشتر...
آن چه تکاملیست که به یک سوال جواب میدهی و ده سوال دیگر برایت مطرح میشود...
و رفته رفته سخت تر میشود؟
تکامل این است؟
این بیشتر رواج جهل است تا به علم..

آنچه از صحبت های تو بدست می آورم
1) علم را برای نیاز باید بدست آورد نه بیشتر

اما چون این اشتباه محض است
چون کسی که به دنبال علمی می رود نه به خاطر رفع نیاز بلکه به خاطر یک ارزو دنبال آن می رود
و این سرانجام آن علم است که نیاز ها را برطرف می کند.
بعد هنوز اثبات خدا مونده
دیدی که نظم رد شد.
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است
mohammad123
عضو کوشا
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 425


- تشکرات اهدایی این کاربر: 11
- تشکرات دریافتی این کاربر: 27


« پاسخ #19 : دسامبر 25, 2009, 11:55:56 pm »

سلام سوال مشکلی است.

نه من به نظریات تکاملی جدید مسلطم که تقریباً همان نظرات داروینی را به شکل جدید مطرح می کند و نه می توانم درک خودم از قرآن را محدود کنم به رد یا قبول نظریه تکامل.

ولی دو مطلب را عرض می کنم یکی این است که قران کتاب هدایت و تزکیه و تعلیم است و نه کتاب رفرنس علوم پایه

دوم اینکه شان کتاب خدا اجل است از ان که ما لخواهیم ان را محدود به یک نظریه کنیم که در نهایت بتوان گفت یک نظریه با درصد احتمال صحت بالاست و نه بیشتر.

دو مشکل وجود دارد درست است که انسان در علم پیشرفت نموده است اما علم خالی از نقص کاست و خطا نیست که این نظریه ها از این جمله است که در مرور زمان تکامل می یابند.

دیگر اینکه در گذر زمان درک ما از قرآن و عجایب و اعماق آن بسته به رشدمان در قرون گذشته بسیار مترقی شده است که زمان های پیش رو نیز از این قانون مستثنی نیستند.

نتیجه اینکه چه جواب شما مثبت باش و چه منفی معیار قرار دادن صحت یک نظریه برای درک و دریافت حقیقت خیلی راه جالبی به نظر نمی یابد ، با توجه به مشکلاتی که عرض کردم.



خوب سوال را آسان تر می کنم

من اگر بخواهم مسلمان باشم آیا باید به این معتقد باشم که

یه موقع یکی یه دفعه از یه جایی که نمی دونیم کجاست پیداش شد و ما ها همه از نسل اوییم؟

یا اگر اعتقاد داشته باشم که سلول هایی تشکیل گردید به تدریج ....... تا به انسان رسید
 
من کافرم؟

من آیه ای دیدم نوشته بود

الله الذی خلقکم ثم صورکم ...

یه همچین مضمونی داشت
خوب نمی شه گفت خدا به تکامل و یه چیزی مثل اون اشاره داره.
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است
صفحه: 1 [2] 3 4 ... 10   بالا
ارسال به دوستانچاپ صفحه
پرش به :  


تماس با ما
Developed By ALMOBIN