خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید



 
جستجوی پیشرفته

12306 ارسال در 2492 موضوع- توسط 10257 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: sinatavafi
جولای 30, 2010, 01:07:02 pm
تالار گفتمان قرآن و اعتقادات اصول دین نبوترسالت و امامت
صفحه: 1 ... 3 4 [5] 6 7 ... 10   پایین
ارسال به دوستانچاپ صفحه
نويسنده موضوع: رسالت و امامت  (دفعات بازدید: 1258 بار)
0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.
hamed.drd
گروه پشتیبانی
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 3998


- تشکرات اهدایی این کاربر: 675
- تشکرات دریافتی این کاربر: 299


WWW
« پاسخ #40 : مارس 04, 2010, 06:08:16 pm »

آیه 83 سوره نساء ، در باره جنگ است ونه حکومت داری ، واین  اولی الامر در اینجا یعنی فرماندهان جنگ

سلام

 متعجب

پس چرا اسمش نشد جنگ و حکومت داری شد نساء؟

حتماً می دانید که اسم گذاری از جانب پیامبر یا خدا نبود می گفتند سوره ذکر فی النساء خلاصه شد به سوره نساء

بگذریم این ادعای شما و این نوع ترجمه مدرک یا استدلال می خواهد بنده 50 تا ترجمه می توانم بیاورم که اینگونه نیست اگر مدرک تاریخی یا تفسیری دارید حتماً بیاورید.

دقت فرمایید امر در آیه 83 نکره آمده است که در ادامه هم امن و هم خوف را در نظر می گیرد و همه آنها را چرا؟ چون الف و لام را داریم سر هر کدام پس این تخصیص شما به حکومت و جنگ با ادبیات آیه هم سازگار نیست مضافاً به اینکه به قرینه احتیاج دارد این تغییر معنای یک کلمه در دو آیه و دیگر اینکه در آیه برای تخصیص اطاعت هیچ قیدی نیست. ف اول تنزع هم که حتماً می دانید جهت تفریع است.
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و الانس من الاولین و الاخرین
ali8
یار ماندگار
*****
آنلاین آنلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 578


- تشکرات اهدایی این کاربر: 51
- تشکرات دریافتی این کاربر: 94


« پاسخ #41 : مارس 05, 2010, 02:23:11 am »

سلام

 متعجب

پس چرا اسمش نشد جنگ و حکومت داری شد نساء؟

حتماً می دانید که اسم گذاری از جانب پیامبر یا خدا نبود می گفتند سوره ذکر فی النساء خلاصه شد به سوره نساء

بگذریم این ادعای شما و این نوع ترجمه مدرک یا استدلال می خواهد بنده 50 تا ترجمه می توانم بیاورم که اینگونه نیست اگر مدرک تاریخی یا تفسیری دارید حتماً بیاورید.

دقت فرمایید امر در آیه 83 نکره آمده است که در ادامه هم امن و هم خوف را در نظر می گیرد و همه آنها را چرا؟ چون الف و لام را داریم سر هر کدام پس این تخصیص شما به حکومت و جنگ با ادبیات آیه هم سازگار نیست مضافاً به اینکه به قرینه احتیاج دارد این تغییر معنای یک کلمه در دو آیه و دیگر اینکه در آیه برای تخصیص اطاعت هیچ قیدی نیست. ف اول تنزع هم که حتماً می دانید جهت تفریع است.





خدا خیرت بدهد ، میگویی چرا اسمش نشد حکومتداری و شد نساء 0
مگر این آیه 83 در باره زنان است 0
یا چون سوره نساء است همه آیات آن در باره زنان است 0

اما آیه 83 چون در باره امنیت وخوف آمده ، در باره شایعاتی است که دشمن در میان سپاه اسلام راه انداخته بود ، برای همین باید فرماندهان اسلام این شایعات را برطرف کنند ، یعنی رسول خدا (ص) که در آن موقع فرمانده جنگ بود ، اما در این آیه نمیگوید ، به خدا رجوغ کنید ، بلکه رسول و اولی الامر کافیست 0
چون در باره شایعات دشمن که دیگر لازم نیست به خدا رجوع کنیم 0
اما در باره احکام حکومت داری در اسلام ، و پیدا کردن حکم اسلامی ، میفرماید به خدا ورسول (ص) مراجعه کنید ، و دیگر از اولی الامر خبری نیست


گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید
گفت با این همه از سابقه نومید مشو
hamed.drd
گروه پشتیبانی
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 3998


- تشکرات اهدایی این کاربر: 675
- تشکرات دریافتی این کاربر: 299


WWW
« پاسخ #42 : مارس 05, 2010, 02:52:02 pm »

خدا خیرت بدهد ، میگویی چرا اسمش نشد حکومتداری و شد نساء 0
مگر این آیه 83 در باره زنان است 0
یا چون سوره نساء است همه آیات آن در باره زنان است 0
اما آیه 83 چون در باره امنیت وخوف آمده ، در باره شایعاتی است که دشمن در میان سپاه اسلام راه انداخته بود ، برای همین باید فرماندهان اسلام این شایعات را برطرف کنند ، یعنی رسول خدا (ص) که در آن موقع فرمانده جنگ بود ، اما در این آیه نمیگوید ، به خدا رجوغ کنید ، بلکه رسول و اولی الامر کافیست 0
چون در باره شایعات دشمن که دیگر لازم نیست به خدا رجوع کنیم 0
اما در باره احکام حکومت داری در اسلام ، و پیدا کردن حکم اسلامی ، میفرماید به خدا ورسول (ص) مراجعه کنید ، و دیگر از اولی الامر خبری نیست

سلام

شما فرمودید سوره در این باره است.
اینها که در مورد امور حکومت و حکم به پیامبر و اولی الامر مراجعه کنید حرف شماست و در آیه نیست دوباره می گویم آیه مطلق است شما اگر تخصیص می زنید باید دلیل بیاورید مضافاً اینکه امر نکره آمده است.
اینکه چرا سوره نساء شد بخاطر کثرت بیان مسائل نساء است و بنده هم در این باره استدلال نکردم اما مخالف فرمایش شما بود که سوره مسائل حکومت داری است.
در آیه هم نگفته است زمان جنگ مطلق اذا جاء امر و محصور به زمان جهاد نیست.
در مورد اینکه اولی الامر به معنای رئیس سپاه هست هم دلیلی نیاوردید و حرفهای قبلی تکرار شد.
البته اینه معنی باید با معانی دیگر کلمه امر در دیگر آیات یک مناسبتی داشته باشد.
دیگر اینکه زمانی که پیامبر هست تبعیت از اولی الامر معنی ندارد مگر پیامبر دستور به تبعیت از او داده باشد که حتماً می دانید امر سپاه و جهاد نیست.
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و الانس من الاولین و الاخرین
ali8
یار ماندگار
*****
آنلاین آنلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 578


- تشکرات اهدایی این کاربر: 51
- تشکرات دریافتی این کاربر: 94


« پاسخ #43 : مارس 05, 2010, 11:18:52 pm »

سلام

شما فرمودید سوره در این باره است.
اینها که در مورد امور حکومت و حکم به پیامبر و اولی الامر مراجعه کنید حرف شماست و در آیه نیست دوباره می گویم آیه مطلق است شما اگر تخصیص می زنید باید دلیل بیاورید مضافاً اینکه امر نکره آمده است.
اینکه چرا سوره نساء شد بخاطر کثرت بیان مسائل نساء است و بنده هم در این باره استدلال نکردم اما مخالف فرمایش شما بود که سوره مسائل حکومت داری است.
در آیه هم نگفته است زمان جنگ مطلق اذا جاء امر و محصور به زمان جهاد نیست.
در مورد اینکه اولی الامر به معنای رئیس سپاه هست هم دلیلی نیاوردید و حرفهای قبلی تکرار شد.
البته اینه معنی باید با معانی دیگر کلمه امر در دیگر آیات یک مناسبتی داشته باشد.
دیگر اینکه زمانی که پیامبر هست تبعیت از اولی الامر معنی ندارد مگر پیامبر دستور به تبعیت از او داده باشد که حتماً می دانید امر سپاه و جهاد نیست.




باسلام
باید به شما بگویم که ، یا مطالب من را نمیخوانی ، یا قبل از آنکه بخوانی جواب میدهی 0
من گفتم آیه 83 نساء در باره جنگ است 0
شما میگویی من گفتم سوره نساء در باره حکومت داری است ، من کی گفتم سوره در باره حکومت داری است ،  یا اینکه فرق بین سوره و آیه را نمیدانی 0
بعد به من میگویی دلیل بیاور که در باره جنگ است ، اولاً که در آیه حرف از امنیت وخوف است ، امنیت وخوف در موقع جنگ پیش میآید 0
ثانیاً ، در اکثر تفاسیر به این مطلب اشاره شده 0
1-   تفسیر مجمع البیان
2-   تفسیر بلاغی
3-   تفسیر کشف الحقایق
4-   تفسیر المیزان
5-   تفسیر عاملی
6-   تفسیر ابوالفتح رازی
7-   تفسیر نمونه
همه این تفاسیر که ذکر شد در باره این آیه میگویند این آیه در مورد سپاه اسلام است که دشمنان در آن شایعه افکنی میکردند 0

گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید
گفت با این همه از سابقه نومید مشو
hamed.drd
گروه پشتیبانی
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 3998


- تشکرات اهدایی این کاربر: 675
- تشکرات دریافتی این کاربر: 299


WWW
« پاسخ #44 : مارس 05, 2010, 11:48:40 pm »


باسلام
باید به شما بگویم که ، یا مطالب من را نمیخوانی ، یا قبل از آنکه بخوانی جواب میدهی 0
من گفتم آیه 83 نساء در باره جنگ است 0
شما میگویی من گفتم سوره نساء در باره حکومت داری است ، من کی گفتم سوره در باره حکومت داری است ،  یا اینکه فرق بین سوره و آیه را نمیدانی 0
بعد به من میگویی دلیل بیاور که در باره جنگ است ، اولاً که در آیه حرف از امنیت وخوف است ، امنیت وخوف در موقع جنگ پیش میآید 0
ثانیاً ، در اکثر تفاسیر به این مطلب اشاره شده 0
1-   تفسیر مجمع البیان
2-   تفسیر بلاغی
3-   تفسیر کشف الحقایق
4-   تفسیر المیزان
5-   تفسیر عاملی
6-   تفسیر ابوالفتح رازی
7-   تفسیر نمونه
همه این تفاسیر که ذکر شد در باره این آیه میگویند این آیه در مورد سپاه اسلام است که دشمنان در آن شایعه افکنی میکردند 0

سلام

باید المیزان را از لیست بالا حذف کنید بنده نظرات شما را کاملاً می خوانم و این برداشت شما از این تفاسیر است و بنده موافق نیستم.
این تخصیص شما را قبول ندارم که اطاعت از اولی الامر فقط مربوط به جنگ است همانطور که در آیه نیامده است شان نزول نمی تواند آیه را تخصیص بزند.
امن و خوف مختص به جنگ نیست.
آیا اگر تفسیری باشد که نظر تفاسیر بالا را نداشته باشد مشکلی وجود دارد؟
گرچه المیزان نظرش کاملاً مخالف شماست.
آیا آیه 59 هم که نام اولی الامر آمده است مربوط به سپاه و جنگ است؟به چه دلیل.

درخواست می کنم یک بار دیگر المیزان را بخوانید چون با نظر شما همخوانی ندارد.

و اما كلمه" اولى الامر" در جمله:" وَ إِلى‏ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ"، مراد از آنان همان" اولى الامر" در جمله:" أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ" «1» است كه در ذيل همان آيه گفتيم: مفسرين در تفسير آن اختلاف كرده‏اند و نيز در آنجا ريشه آن اقوال را گفتيم كه پنج قول است، چيزى كه هست، آنچه را كه ما استفاده كرديم معنايى روشن‏تر از ساير اقوال است.
اما اينكه بعضى گفته‏اند:" اولى الامر" همان فرماندهان سريه‏ها و به اصطلاح امروز هنگ و گردانها است، صحيح نيست: براى اينكه امراى ارتش، به جز امارت و سرپرستى سربازان خود، آنهم در يك واقعه‏اى خاص يعنى جنگى كه پيش آمده، كارى و پستى و مسئوليتى ندارند، دائره امارت و سرپرستى امراى لشگر از چهار ديوارى لشكر تجاوز نمى‏كند و اما وقايع و حوادثى كه از سنخ حادثه مورد آيه است يعنى شايعه سازى دشمن و اخلال در امنيت و ايجاد خوف و وحشت عمومى كه به دست مشركين و به وسيله ايادى آنان در بين مؤمنين صورت مى‏گيرد تا مؤمنين را بيچاره كنند، امراى ارتش در اين نيز مسئوليتى و قدرتى ندارند، تا بتوانند حقيقت مطلب را براى مردمى كه از آنان امثال آن شايعات را استفسار مى‏كنند، روشن سازند.
و اما اينكه بعضى ديگر ممكن است بگويند: كه منظور از" اولى الامر" علماء امت است، نادرستى آن روشن‏تر از نظريه قبلى است، براى اينكه هيچ تناسبى با آيه شريفه ندارد:
زيرا علما كه در صدر اسلام عبارت بودند از محدثين و فقها و قاريان و دانشمندانى كه تخصصشان بحث پيرامون اصول دين بود، چه آگاهى از درستى و نادرستى شايعات داشتند؟
آگاهى آنان در همان فقه و حديث و قرائت و اصول دين بود و آيه شريفه سخن از شايعه‏هاى شايعه سازان دارد، مى‏فرمايد:" وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ ..." و اين شايعه‏ها، ريشه‏هاى سياسى دارد كه هر شايعه مربوط به يك غرض است و اى بسا كه علماى مذكور در قبول آنها و يا رد و مسكوت گذاشتن و بى‏اعتنايى كردنشان به آن، مفاسد و مضارى اجتماعى براى مسلمانان به بار آورند، مفاسدى كه با هيچ چيز نمى‏توان آن را جبران نمود و يا مساعى‏
__________________________________________________
 (1)" سوره نساء، آيه 51".
                        ترجمه الميزان، ج‏5، ص: 32
امتى را كه در راه سعادت خود تحمل كرده‏اند، به باد دهد و يا سيادت و سرورى آن امت را به ذلت و مسكنت مبدل سازند و يا خون افراد امت را هدر دهند و يا افرادى را اسير دشمن سازند.
علماى دين به آن جهت محدثند، يا فقيه و يا قارى و يا امثال آن هستند، چه اطلاعى از اينگونه مسائل دارند؟ تا خداى عز و جل امت اسلام را مامور سازد به اينكه در اين مسائل به علما مراجعه كنيد؟ در مراجعه به علما چه اميدى براى حل مشكلات سياسى هست؟.
و اما اينكه بعضى ديگر گفته‏اند و يا ممكن است بگويند كه مراد از" اولى الامر" خلفائى هستند كه بعد از رحلت رسول خدا (ص) زمام امور مسلمين را در دست گرفتند يعنى: ابا بكر، عمر، عثمان و على (ع) است، علاوه بر اينكه هيچ دليلى قطعى از كتاب و سنت بر آن نيست، اين اشكال بر آن وارد است كه از دو حال بيرون نيست، يا حكم آيه شريفه مختص به زمان رسول خدا (ص) است و يا عمومى است و شامل زمانهاى بعد نيز مى‏شود. اگر مختص به زمان رسول خدا (ص) باشد، لازمه‏اش اين است كه در زمان رسول خدا (ص) همه مسلمين اين چهار نفر را به عنوان" اولى الامر" بشناسند و حد اقل صحابه بايد اين شناسايى را داشته باشند در حالى كه حديث و تاريخ چنين شانى و شؤونى از اين قبيل را براى خصوص آنان ضبط نكرده و اگر عمومى باشد، لازمه‏اش اين است كه با در گذشت اين چهار نفر حكم آيه شريفه قطع شده باشد و لازمه ديگرش اين است كه خود آيه بايد اين معنا را خاطر نشان كرده باشد، يعنى فرموده باشد حكم آيه بر خلاف آنچه از ظاهرش استفاده مى‏شود، منحصرا مربوط به زمان زندگى اين چهار نفر است، هم چنان كه مى‏بينيم همه احكامى كه اختصاص به برهه‏اى از زمان دارد آيه‏اى كه آن را بيان مى‏كند، اين معنا را خاطر نشان مى‏كند، مانند احكامى كه مخصوص به رسول خدا (ص) است و ما در آيه شريفه اثرى از اين تذكر نمى‏بينيم.
و اما اينكه بعضى ديگر گفته‏اند و يا ممكن است بگويند: كه مراد از" اولى الامر"، اهل حل و عقد از امت است، اشكالش به زودى مى‏آيد، تذكرى كه لازم است قبلا داده شود، اين است كه گوينده اين حرف چون ديده در عصر رسول خدا (ص) مسلمانان افراد معينى به نام اهل حل و عقد نداشتند و جامعه آن روز مانند جوامع امروز دنيا نبوده كه امور عامه به وسيله هياتى به نام هيات وزرا و يا جمعيتى كه مردم به انتخاب خود به مجلس شورا مى‏فرستند و يا دولتمردانى ديگر اداره شود. بلكه در آن روز تنها حكم خدا و رسولش در بين مردم جارى مى‏شده، لذا براى اينكه چنين اشكالى به او نشود، نام اهل حل و عقد را مبدل به اهل شورا نمود و افرادى از صحابه كه رسول خدا (ص) در امور با آنان مشورت                        ترجمه الميزان، ج‏5، ص: 33
 مى‏كرده است. به هر حال چه بگويد:" اهل حل و عقد" و چه بگويد:" اهل شورا" اين اشكال موجود است كه: رسول خدا (ص) با افراد معينى مشورت نمى‏كرده، بلكه با مؤمنين و نيز منافقين از قبيل: عبد اللَّه بن ابى و رفقاى منافق او مشورت مى‏كرده و مشورت آن جناب در روز جنگ احد معروف است و چطور ممكن است خداى سبحان مردم را مامور كند كه به امثال آنان مراجعه نموده، مشكلات را به آنان رد كنند.
علاوه بر اينكه يكى از كسانى كه هيچ بحثى و شكى نيست در اين چنين شانى نزد رسول خدا (ص) داشته، هم مورد مشورت آن جناب و هم مورد مشورت خلفاى بعد از آن حضرت بوده، عبد الرحمن بن عوف بوده و آيات مورد بحث كه در مقام مذمت ضعفاء الايمان است و به خاطر اعمالى كه كردند ملامتشان مى‏كند، در درجه اول شامل او (عبد الرحمن بن عوف) و اصحاب او است كه مى‏فرمايد:" أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا ..."، در روايات هم آمده كه اين آيات در باره عبد الرحمن بن عوف و ياران او نازل شده است.
و اين روايت را هم نسايى در كتاب صحيح «1» خود آورده و هم حاكم در مستدرك «2» خود (و آن را در تفسير خود نقل كرده‏اند و نيز طبرى «3» و ديگران آن را در تفسير خود نقل كرده‏اند و روايت در بحث روايتى سابق گذشت). «4»
و وقتى وضع افراد مورد مشورت رسول خدا (ص) چنين بوده است، چطور ممكن است خداى تعالى مسلمانان را مامور فرمايد به اينكه امور و مسائل خود را به مثل اينگونه افراد ارجاع دهند؟ پس معلوم شد كه وجه متعين، همان وجهى است كه ما در ذيل آيه" أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ..." ترجيح داديم.
" وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلَّا قَلِيلًا" در سابق گذشت كه گفتيم از هر احتمالى روشن‏تر اين است كه آيه شريفه اشاره‏اش به داستان بدر صغرا باشد، كه ابو سفيان نعيم بن مسعود اشجعى را به مدينه فرستاده بود تا با جعل شايعات، ترس و نگرانى را در بين مردم مسلمان گسترش دهد و آنان را از شركت در جنگ‏
__________________________________________________
 (1) صحيح نسايى.
 (2) مستدرك حاكم.
 (3) تفسير طبرى، ج 5، ص 108 ط مصر.
 (4) در المنثور ج 2، ص 184، ط بيروت.
                        ترجمه الميزان، ج‏5، ص: 34
و رفتن به بدر باز بدارد.
بنا بر اين منظور از" اتباع شيطان" تصديق خبرهايى است كه نعيم در بين مردم اشاعه مى‏داده و پيروى از او در تخلف از رفتن به بدر است.




گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و الانس من الاولین و الاخرین
ali8
یار ماندگار
*****
آنلاین آنلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 578


- تشکرات اهدایی این کاربر: 51
- تشکرات دریافتی این کاربر: 94


« پاسخ #45 : مارس 07, 2010, 01:12:25 am »


المیزان را حذف نمیکنم ، برای اینکه من گفتم آیه 83 نساء در باره جنگ است ، تمام تفاسیری که آوردم
 می گویند این آیه در مورد جنگ است ، المیزان نام جنگ را هم میگوید (بدر صغراء)
من نگفتم اطاعت از اولی الامر فقط مربوط به جنگ است ،
ویا هرجا اولی الامر آمد حتماًجنگی پیش آمده
فقط گفتم این آیه 83 نساء در مورد جنگ است 0
اینکه المیزان میگوید اولی الامر این آیه با آیه 59 یکی است ، این سخن دارای اشکالاتی است که خود المیزان بیان کرده والبته جواب هم داده ، که بعضی جوابها دارای اشکال است ،

مثلاً میفرماید علمای صدر اسلام فقط در مورد قران وحدیث عالم بوده اند ، واز سیاست چیزی نمیدانستند
در صورتی که دیانت ما عین سیاست ماست ، وعلامه بزگوار از کجا میدانستند که علمای زمان پیامبر از سیاست چیزی نمی دانستند 0
در هر صورت اگر هم نظر علامه درست باشد ، واین آیه الان هم کاربرد داشته باشد ، در این صورت الان و در زمان حاضر باید به چه کسی رجوع کنیم ، وبا استنباط آنها مسئله را حل کنیم ، شاید بفرمایی جانشینان اولی الامر ، پس یعنی دیگر معصومیتی در کار نیست ، وآیه الان کاربردی تدارد 0
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید
گفت با این همه از سابقه نومید مشو
hamed.drd
گروه پشتیبانی
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 3998


- تشکرات اهدایی این کاربر: 675
- تشکرات دریافتی این کاربر: 299


WWW
« پاسخ #46 : مارس 07, 2010, 01:04:14 pm »

مثلاً میفرماید علمای صدر اسلام فقط در مورد قران وحدیث عالم بوده اند ، واز سیاست چیزی نمیدانستند
در صورتی که دیانت ما عین سیاست ماست ، وعلامه بزگوار از کجا میدانستند که علمای زمان پیامبر از سیاست چیزی نمی دانستند 0
در هر صورت اگر هم نظر علامه درست باشد ، واین آیه الان هم کاربرد داشته باشد ، در این صورت الان و در زمان حاضر باید به چه کسی رجوع کنیم ، وبا استنباط آنها مسئله را حل کنیم ، شاید بفرمایی جانشینان اولی الامر ، پس یعنی دیگر معصومیتی در کار نیست ، وآیه الان کاربردی تدارد 0


سلام
 شوکه
نام جنگ را می آورد بدون تفسیر شما یا تخصیص شما که اطلاق را به جنگ تخصیص می دهید البته جنگ ناظر به آیات قبلی است از نظر المیزان

المیزان این آیه را همینطور که می بینید تفسیر به جنگ نکرده اگر شک دارید لطفاً دوباره مطالعه فرمایید.
اطاعت از امرای سپاه را شما فرمودید.
با توجه به همین ارسال قبلی منحصر به جنگ یا مخصوص جنگ نیست.
در مورد علماء این برداشت شماست دلیلش چیست؟
خداوند هیچ وقت دستور به اطاعت غیر معصوم نمی دهد و داستان زمان غیبت هم اطاعت با شرایط است.
لطفاً توضح اولی الامر در مطلب علامه را دوباره بخوانید ان شاء الله تفاسیر دیگر را هم می آورم.
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و الانس من الاولین و الاخرین
ali8
یار ماندگار
*****
آنلاین آنلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 578


- تشکرات اهدایی این کاربر: 51
- تشکرات دریافتی این کاربر: 94


« پاسخ #47 : مارس 07, 2010, 03:54:54 pm »

سلام
 شوکه
نام جنگ را می آورد بدون تفسیر شما یا تخصیص شما که اطلاق را به جنگ تخصیص می دهید البته جنگ ناظر به آیات قبلی است از نظر المیزان

المیزان این آیه را همینطور که می بینید تفسیر به جنگ نکرده اگر شک دارید لطفاً دوباره مطالعه فرمایید.
اطاعت از امرای سپاه را شما فرمودید.
با توجه به همین ارسال قبلی منحصر به جنگ یا مخصوص جنگ نیست.
در مورد علماء این برداشت شماست دلیلش چیست؟
خداوند هیچ وقت دستور به اطاعت غیر معصوم نمی دهد و داستان زمان غیبت هم اطاعت با شرایط است.
لطفاً توضح اولی الامر در مطلب علامه را دوباره بخوانید ان شاء الله تفاسیر دیگر را هم می آورم.


علماى دين به آن جهت محدثند، يا فقيه و يا قارى و يا امثال آن هستند، چه اطلاعى از اينگونه مسائل دارند؟ تا خداى عز و جل امت اسلام را مامور سازد به اينكه در اين مسائل به علما مراجعه كنيد؟ در مراجعه به علما چه اميدى براى حل مشكلات سياسى است 0
----------------------------------------------------------------------------------------
در المیزان چون میخواهد ثابت کند که اولی الامر این آیه 83 با اولی الامر آیه 59 یکی است و معنای علما را نمیدهد ، مطلب بالا را میفرماید (که البته مطلب المیزان را از ارسال شما برگزیده ام )
این مطلب المیزان را آوردم تا نگویی این برداشت شماست ،  بلکه فرمایش المیزان است . که البته شما نقل کرده اید 0
وچون المیزات اصرار دارد که اولی الامر این آیه علما نیستند ، میفرماید علمای دبن محدثند ویا فقیه هستند ، واز سیاست چیزی نمیدانند 0
وهیچ امیدی به آنها نیست که مسائل سیاسی را حل کنند 0

و من برای همین گفتم المیزان از کجا میداند که علما از سیاست چیزی نمیدانستند ؟

در ثانی در آیه 83خداوند میفرماید برای استنباط مسائل سیاسی به پیامبر یا اولی الامر رجوع کنید ، این که معنای اطاعت کردن را نمیدهد 0 تا بگوییم در اینجا اولی الامر باید معصوم باشد ، بلکه کسی را میخواهد که تحلیل سیاسی قوی داشته باشد و از مسائل سیاسی زمان خودش اطلاع داشته باشد 0

و اینکه میگویی در زمان غیبت اطاعت با شرائط است ، خوب بعد از پیامبر هم اطاعت با شرائط باشد ، تا مشکل معصومیت حل شود ( دقت کن )


گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید
گفت با این همه از سابقه نومید مشو
ali8
یار ماندگار
*****
آنلاین آنلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 578


- تشکرات اهدایی این کاربر: 51
- تشکرات دریافتی این کاربر: 94


« پاسخ #48 : مارس 21, 2010, 08:11:39 pm »

خاتمیت
معنای خاتمیت آن است که دیگر فرشته وحی بر کسی ظاهر نمیشود ، و دیگر دین جدیدی نخواهد آمد 0
خاتمیت جزء ضروریات دین است ، وهر کس منکر آن شود ، مسلمان نیست 0
پس پیامبر اکرم (ص) خاتم پیامبران ودین اسلام بالاترین ادیان است 0
حالا این سؤال بوجود میآید که
 جرا ادیان گذشته نسخ میشدند و بعد از مدتی دین جدیدی میآمد ولی در مورد دین اسلام قانون فرق کرده ، و میگوییم دیگر دین جدیدی نمیآید ؟
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید
گفت با این همه از سابقه نومید مشو
hamed.drd
گروه پشتیبانی
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 3998


- تشکرات اهدایی این کاربر: 675
- تشکرات دریافتی این کاربر: 299


WWW
« پاسخ #49 : مارس 22, 2010, 02:37:01 am »

علماى دين به آن جهت محدثند، يا فقيه و يا قارى و يا امثال آن هستند، چه اطلاعى از اينگونه مسائل دارند؟ تا خداى عز و جل امت اسلام را مامور سازد به اينكه در اين مسائل به علما مراجعه كنيد؟ در مراجعه به علما چه اميدى براى حل مشكلات سياسى است 0
----------------------------------------------------------------------------------------
در المیزان چون میخواهد ثابت کند که اولی الامر این آیه 83 با اولی الامر آیه 59 یکی است و معنای علما را نمیدهد ، مطلب بالا را میفرماید (که البته مطلب المیزان را از ارسال شما برگزیده ام ) این مطلب المیزان را آوردم تا نگویی این برداشت شماست ،  بلکه فرمایش المیزان است . که البته شما نقل کرده اید 0 وچون المیزات اصرار دارد که اولی الامر این آیه علما نیستند ، میفرماید علمای دبن محدثند ویا فقیه هستند ، واز سیاست چیزی نمیدانند 0وهیچ امیدی به آنها نیست که مسائل سیاسی را حل کنند 0و من برای همین گفتم المیزان از کجا میداند که علما از سیاست چیزی نمیدانستند ؟در ثانی در آیه 83خداوند میفرماید برای استنباط مسائل سیاسی به پیامبر یا اولی الامر رجوع کنید ، این که معنای اطاعت کردن را نمیدهد 0 تا بگوییم در اینجا اولی الامر باید معصوم باشد ، بلکه کسی را میخواهد که تحلیل سیاسی قوی داشته باشد و از مسائل سیاسی زمان خودش اطلاع داشته باشد 0و اینکه میگویی در زمان غیبت اطاعت با شرائط است ، خوب بعد از پیامبر هم اطاعت با شرائط باشد ، تا مشکل معصومیت حل شود ( دقت کن )

سلام

منظور این است که هر کسی قابل اطاعت نیست مگر با شرایطی که امام فرموده اند مطابق باشد و اطاعت از پیامبر و معصوم هم مشروط نیست حتی در زمان اختلاف و منازعه بلکه مطلق است اطاعت جانشین معصوم نیز در زمان غیبت مشروط نیست.
در آیه هم اطاعت مطلق است اگر قید شرطی سراغ دارید منتظر استدلالم.
در کجای آیه کلمه الامر سیاست معنا می دهد یا شده است؟ دلیل ؟
آیا قبلاً شما نفرمودید اولی لامر امرای سپاهند چطور اینجا امر سیاست معنا بدهد؟
آیا اینها متناقض نیست؟
البته بنده امرای سپاه بودن را هم قبول ندارم چون دلیلی برایش نیست اگر هست منتظرم.
شما باید ثابت کنید اولی لامر آیه 83 با 59 متشابه لفظی است در غیر این صورت دلیلی برای حرف شما نمی بینم.
اگر منظور از اولی الامر علماء است چرا خداوند نفرمود علماء بلکه فرمود اولی الامر؟
اینکه کسی عالم فقیه و محدث باشد چه وجوبی دارد که حتماً در سیاست اسلام هم مجتهد باشد؟
شما اول ثابت کنید اولی الامر علماء هستند تا بعد ... مباحث دیگر ادامه یابد.
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و الانس من الاولین و الاخرین
صفحه: 1 ... 3 4 [5] 6 7 ... 10   بالا
ارسال به دوستانچاپ صفحه
پرش به :  


تماس با ما
Developed By ALMOBIN