سلام علیکم
راستش دقیق متوجه سوال شما نمی شوم
اگر منظورتون اینست که صفات ذات و فعل چیست که سه صفت علم و حیات و قدرت از صفات ذات هستند و همه اینها به طور اجام قابل درک هستند و هر انسان کمابیش این حالات را در خود درک میکند اما درک این صفات به گونه ای بگوییم ما توانسته ایم علم خدا را انگونه هست و قدرت و حیات خدا را انگونه که هست را درک کرده ایم سخنی گزاف است ولی اجمال آنرا می دانیم
صفات فعل هم اینتست که آن صفاتی که با ضمیمه شناخته می شود مانند خلقت که تا خلقتی نباشد معنی خالق تصور نمیشود این صفات هم هرکسی بطور اجمال می داند اما شناخت ان به نحو اتم در مورد خداوند هم ممکن نیست
الله اسمس برای ذات خداوند و همچنین هو لفظی است که اشاره دارد به هویت مطلقه و بی حد مرز الوهیت به که همان معنی ناشناخته بودن خداوند به طور اکمل اشاره داره
صفاتی هم که در قرآن بیان شده بعضا ذات است و بعضا فعل که در بالا توضیحش را دادم
پس درک اجمالی این است که خدا را نمی شود شناخت چون علم قدرت و حیات را انسان در مقیاس خودش می شناسد نه در مقیاس خدا و با توضیحات شما درک ما از الله و هو و صفات و افعال خدا در قرآن تفاوتی باهم ندارد و شناخت خدا به آنگونه که هست سخن گزافی است.
به هو که نماینده ذات غیب الغیوب است کاری ندارم حالا اگر الله را آنگونه که هست نمی شود درک کرد پس این علم الادم اسماء یعنی چه؟
ولله الاسماء الحسنی یعنی چه؟
چگونه خدا اسماء را به انسان یاد داد ولی انسان خدا را نمی تواند بشناسد؟
آیا اسماء هیچ ربطی به الله ندارد یا دارد؟
چرا خدا نگفت علم السماء اجمالاً آیا مگر الله اسم خدا نیست تکلیف این آیه چه می شود؟
شما جواب تناقض این حرفها را با قرآن چه می دهید؟